دسته‌ها
متفرقه

آمریکا حق بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را ندارد

[ad_1]

به گزارش جام جم آنلاین از ایسنا، هلگا اشمیت روز جمعه در توییتی نوشت: پس از آنکه ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ به طور رسمی از برجام خارج شد، این کشور دیگر نمی‌تواند یکی از طرفین برجام به منظور بازگرداندن تحریم‌های احتمالی پیش‌بینی شده توسط قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل محسوب شود. اتحادیه اروپا به انجام هرکاری برای اطمینان حاصل کردن از حفظ و اجرا شدن کامل توافق هسته‌ای با ایران ادامه خواهد داد.

ایالات متحده آمریکا ضمن متهم کردن ایران به عدم پایبندی به توافق هسته‌ای، رسما شورای امنیت سازمان ملل را از خواست خود برای فعال کردن «مکانیسم ماشه» آگاه کرد.

تاکنون این پیشنهاد آمریکا با مخالفت تمام قد کشورهای مختلف روبرو شده است؛ آنها اعلام کرده اند که آمریکا که خود ناقض برجام است نمی تواند از مکانیسم ماشه استفاده کند.

در صورت فعال‌سازی مکانیسم ماشه، شورای امنیت یک ماه فرصت دارد قطعنامه‌ای را برای تمدید تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران تصویب کند؛ در غیر این صورت، تحریم‌ها خود به خود بازخواهد گشت.

هفته گذشته تلاش آمریکا برای تصویب قطعنامه ای مبنی بر تمدید تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران با شکست مواجه شد.

این اولین بار بود که آمریکا پیشنهادی را در شورای امنیت مطرح کرد و تنها یک کشور (جمهوری دومینیکن) از آن حمایت کرد. کارشناسان سیاست خارجی این اتفاق را شکستی بی سابقه و خفت بار برای آمریکا دانستند و آن را نشان از فروپاشی اقتدار پوشالی آمریکا دانستند.

[ad_2]

Source link

دسته‌ها
متفرقه

ابتکار عمل در دست ایران است

[ad_1]

برای توصیه و تجویز در هر شرایطی، داشتن یک «توصیف» درست از شرایط و مهم‌تر از آن «تحلیل» مبتنی بر واقعیت، فاکتورهای کلیدی است.

توصیف آنچه در آن قرار داریم کار سختی نیست. جمهوری اسلامی ایران در 17 سال گذشته در چند نوبت طرف‌های متخاصم خود را از اروپا تا آمریکا آزموده و هربار پاسخ کاملاً شفافی گرفته است.

برخی از همان ابتدای کار می‌دانستند و هشدار و انذار می‌دادند که نه اروپا قابل اعتماد است و نه آمریکا، اما حتی آنها که نمی‌دانستند هم اگر منصف باشند، امروز توصیف مشابهی دارند.

اما مهم‌تر از همه تحلیل و درکی است که از این 17 سال تجربه کسب کرده‌ایم. اشاره به برخی از این تحلیل‌ها و تجربه‌ها می‌تواند در تجویز و توصیه‌ای که می‌توانیم داشته باشیم، بسیار کمک‌کننده باشد. در این 17 سال چه از رفتار اروپا و آمریکا و چه از مواضع و گفتار و خاطراتشان آموخته‌ایم:

یکم: فشار سیاسی و اقتصادی طرف متخاصم مقابل، هیچ ارتباط واقعی با موضوع هسته‌ای ندارد و این موضوع امروز برای هرکه عقل مختصری هم داشته باشد، اظهر من الشمس است. همه هم و غم آمریکا و اروپا مهار ایران و بازگرداندن ملت ایران به دوران استعمار است.

دوم: اقتصاد آخرین و تنها اهرم باقیمانده در کف طرف متخاصم است. چه آن‌که هم منطق حکم می‌کند و هم اقرار و اذعان آنها دلالت می‌کند که اگر گزینه‌ای مقدم بر اقتصاد، اعم از جنگ و… داشتند، اساساً زحمت چنین پروسه پیچیده اقتصادی را هم به خود نمی‌دادند.

سوم: فشارهای دشمن و به‌ویژه فشار اقتصادی فی‌نفسه «هدف» نیست، بلکه همچنان‌که مقامات آمریکایی و به‌ویژه ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های ایران در کتاب «هنر تحریم‌ها» اذعان کرده‌اند، وسیله‌ای است برای تغییر محاسبات در ذهن مقامات و ملت ایران. تا از این طریق به دست خود آنچه آمریکا و اروپا می‌خواهند تقدیمشان کنند.

چهارم: در راهبرد کلان هیچ تفاوتی میان دموکرات‌ها و جمهوریخواهان نیست و برخلاف آنچه معتادان استعمار و بزک‌کنندگان آمریکا در ایران می‌گویند، دموکرات‌ها اگر وحشی‌تر و متخاصم‌تر از جمهوریخواهان نباشند، کمترهم نیستند. برای اثبات این گزاره شواهد و قرائن و واقعیت‌های بسیاری وجود دارد. این‌که بیشترین و موثرترین تحریم‌ها در دوره‌ اوباما که یک دموکرات است علیه ایران اعمال شد و ترامپ صرفاً تمدیدکننده تحریم‌های اوباماست و نه بیشتر یک گواه مهم در این ماجراست، اما علاوه بر او اذعان و اقرار بسیار مهم ویلیام برنز، یکی از مذاکره‌کنندگان ارشد آمریکایی در دوران اوباما در کتاب خود «کانال پشت پرده» را نباید از نظر دور داشت که تأکید کرد دولت اوباما هم برجام را به عنوان سکویی برای تشدید فشارها علیه ایران می‌خواست و نه حل مسائل با جمهوری اسلامی! علاوه بر اینها همین الان نیز برخی افراد صاحب‌نفوذ و کلیدی در کابینه جو بایدن نیز برخلاف تصور برخی منتظرانش در ایران تاکید می‌کنند که راهبرد بایدن کاهش فشار علیه ایران نخواهد بود.

پنجم: فشارهای اقتصادی به عنوان تنها اهرم باقیمانده در دست دشمن، یک اهرم بی‌نهایت و بدون محدودیت نیست. آنچنان‌که نفیو نیز اذعان کرده و مواضع بسیاری از دولتمردان آمریکایی و حتی اروپایی نیز شاهد آن است، این تحریم‌ها اگر بخواهد موثر باشد، حدودی دارد و بالاتر از یک حدی، نه می‌تواند و نه برای آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها مناسب است که برود. آنچه امروز درباره ایران اتفاق افتاده، نهایت فشاری است که آنها در واقعیت می‌توانند علیه ایران اعمال کنند و برخی مسؤولان آمریکایی نیز به آن اشاره کرده‌اند. مثلاً وقتی چندی پیش ترامپ اعلام کرد بزرگ‌ترین تحریم‌های جدید را علیه ایران به کار برده، نفیو او را تمسخر می‌کرد که از این حرف خیلی خوشحالم ولی مشکل اینجاست که همه‌ اینها که در جزئیات تحریم آوردی مثلاً سال 2011 به کار برده‌ بودیم! لذا مساله جدیدی نیست.

البته تذکر بسیار مهم در این زمینه آن است که اگر چه فشار اقتصادی در واقعیت و میدان، توان بالاتر رفتن ندارد، اما دشمن بر مضاعف کردن فشار روانی ناشی از این تحریم‌ها حساب کرده و این مساله‌ای است که می‌تواند تشدید شود.

ششم: طی این 17 سال، هرجا ایران ایستادگی به خرج داد و به جای خودباختگی، راهبرد «مقاومت فعال» را در دستور کار قرار داد، پیروز میدان بود. نباید از نظر دور داشت یک زمانی غنی‌سازی در ایران و حتی داشتن یک سانتریفیوژ در حال حرکت در کشور جزو خطوط قرمز دشمن بود و آمریکایی‌ها رسماً اعلام می‌کردند تا وقتی ایران یک سانتریفیوژ در حال چرخش برای غنی‌سازی داشته باشد، ما وارد مذاکره نمی‌شویم! اما ایستادگی ایران و تلاش‌های منطقه‌ای و هسته‌ای ایران و رشادت دانشمندان موجب شد همین ویلیام برنز به دستور بوش و نه اوباما، در مذاکرات حضور داشته باشد؛ بنابراین دشمن تا وقتی از دست مقاومت فعال ایران به استیصال نرسد، هیچ‌گاه امتیاز جدی نخواهد داد.

با این مقدمات و برای جلوگیری از تصدیع بیش از اندازه‌ متن، حرف اساسی اینجاست که دشمن تمام ابزارهایش را استفاده کرده و فشارهای سیاسی و اقتصادی اخیر نیز صرفاً اقدامی منفعلانه برای بازگرداندن ایران از مسیری است که تا چند وقت دیگر هیچ راهی برای آنها غیر از عقب‌نشینی باقی نمی‌گذارد.

برخلاف آنچه برخی القا می‌کنند، امروز ابتکار عمل فقط در دست ایران است؛ دشمن از تمام ابزارهای ممکن خود استفاده کرده، لذا اگر دولتمردان ایران واقعاً درس بگیرند و دشمن از رفتار و گفتار آنها هیچ نشانی از استیصال و عقب‌نشینی دریافت نکند، تردید نکنید دشمن عقب‌نشینی خواهد کرد و یک فتح بزرگ نصیب جمهوری اسلامی و ملت ایران خواهد شد. تنها کافی است تردید نکنیم کلید در داخل ایران است؛ والا اگر دشمن احساس کند که فشارهایش را می‌تواند تبدیل به امتیاز کند، تردید نکنید فشار روانی را سنگین‌تر خواهد کرد.

حمیدرضا مقدم‌فر – استاد دانشگاه / روزنامه جام جم

[ad_2]

Source link