دسته‌ها
متفرقه

کتک‌های زن عمو جان کودک شش ساله را گرفت


به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از ایسنا، سرهنگ کامران ملکی در این خصوص گفت: در پی اعلام مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ مبنی بر فوت مشکوک یک پسربچه شش ساله در یکی از بیمارستان‌های اشتهارد، بلافاصله بررسی موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

وی افزود: در بررسی های اولیه مشخص شد والدین متوفی از یکدیگر جدا شده‌اند و این کودک در منزل عمویش زندگی می کرده و برابر اظهارات همسر عموی این کودک شش ساله؛ او در حین بازی کردن از پله‌ها سقوط کرده و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است.

این مقام انتظامی تصریح کرد: در ادامه کارآگاهان با دریافت نظریه پزشک قانونی متوجه شدند متوفی بر اثر شدت ضربات وارده فوت کرده و صدمات وارده نمی‌تواند بر اثر سقوط از پله حادث شده باشد و با توجه به تناقض گویی زن عموی مقتول، با هماهنگی مقام قضایی نامبرده دستگیر و برای بازجویی به پلیس آگاهی منتقل شد.

سرهنگ ملکی اظهار کرد: در تحقیقات تخصصی و تکمیلی کارآگاهان، متهم به ناچار لب به اعتراف گشود و عنوان کرد که از ابتدا مخالف حضور فرزندان برادر شوهرش در منزلشان بوده و بر سر این موضوع با همسرش اختلاف داشته، بنابراین در روز حادثه اقدام به خیس کردن کف زمین کرده و با وانمود به این قضیه که پسر بچه شش ساله اقدام به ریختن آب کرده است او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

وی افزود: کودک خردسال بر اثر شدت ضربات وارده بی هوش شده که پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می دهد.

فرمانده انتظامی شهرستان اشتهارد با بیان این که متهم پس از صدور قرار وثیقه قانونی، روانه زندان شد، خاطرنشان کرد: دیدگاه بسیاری از افراد این است، آنهایی که کودک آزاری می‌کنند، بیمار روانی هستند یا رفتار مجرمانه دارند در حالی که ممکن است این گونه نباشد بلکه این گونه افراد توان کنترل خشم خود را نداشته و یا در اثر برخی از اختلافات خانوادگی و بغض و کینه دست به جنایت می زنند، بنابراین کنترل حرکات و رفتارها در حین عصبانیت می تواند از وقوع حوادث تلخ و ناگوار این چنینی پیشگیری کند.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

جزئیات جدید از جنایت داعش در اسپایکر عراق


به گزارش جام جم آنلاین از فارس، با گذشت شش سال از وقوع جنایت پایگاه اسپایکر عراق و قتل‌عام ۱۷۰۰ دانشجوی نظامی شیعه به دست تروریست‌های داعش، همچنان یادآوری این جنایت برای مردم عراق، دردآور و هولناک است.

«هشام الهاشمی» کارشناس سازمان‌های تروریستی در سالگرد این جنایت در صفحه فیس‌بوک خود نوشت که با سه تن از فرماندهان وقت داعش که هم اکنون در زندان هستند، به گفت‌و‌گو نشسته و از آنان سؤال کرده است که چه کسی فرمان این قتل ‌عام را صادر کرد.

جنایتی که با همکاری برخی از عشایر منطقه در استان صلاح‌الدین رخ داد. در این حادثه که از تاریخ ۱۲ تا ۱۵ ژوئن ۲۰۱۴ به طول انجامید، برخی از دانشجویان دانشکده نظامی «اسپایکر» موفق به فرار شده و ۱۷۰۰ نفر از دانشجویان نظامی بازداشت شده به دست داعش نیز با شلیک گلوله اعدام شدند. جنازه بسیاری از این کشته شدگان کماکان یافت نشده است و هر از گاهی چند جنازه در رود دجله پیدا می‌شود که مربوط به ماجرای اسپایکر است.

الهاشمی در صفحه فیس بوک خود نوشت که از سه تن از فرماندهان وقت داعش پرسیده است که چه کسی دستور این کشتار را صادر کرد و اصولا چرا داعش از دانشجویان نظامی برای تبادل زندانیان با دولت عراق استفاده نکرد.

«ابو زید العراقی» از فرماندهان وقت داعش به الهاشمی گفت که دستور کشتار را فرماندهی به نام «ابومسلم الترکمانی» معروف به «ابو معتز القرشی» صادر کرد و تعدادی بالغ بر ۱۵۰ الی ۲۰۰ تروریست داعشی نیز دستور وی را اجرا کردند.

به گفته این فرمانده سابق داعش، اجرا کنندگان دستور قتل‌عام افرادی بودند که ریشه قبیله‌ای نداشته و افرادی بدون شغل و هویت و همینطور به شدت فاقد معلومات دینی بودند.

«ابو زید العراقی» افزود: «این افراد ایمان ضعیفی داشتند و صرفا از روی سخنرانی‌های رهبران داعشT بغض و کینه عجیبی نسبت به شیعیان پیدا کرده بودند.»

دومین فردی که هشام الهاشمی با وی در خصوص جنایت اسپایکر گفت و‌گو کرده، «عبدالناصر قرداش» است که اخیرا به دست سازمان اطلاعات عراق دستگیر شده و بسیاری وی را یکی از گزینه‌های جانشینی «ابوبکر البغدادی» معرفی کرده بودند.

قرداش در این گفت‌و‌گو مدعی شده که زمان وقوع جنایت اسپایکر در عراق نبوده و در مناطق شرقی سوریه مستقر بوده است. او نیز همچون «ابوزید العراقی» گفت که از دیگران شنیده «ابو مسلم الترکمانی» دستور کشتار را صادر کرده بود.

قرداش افزود: «زمانی که پس از ماجرای اسپایکر «ابو مسلم الترکمانی» را در رقه دیدم، به من گفت که پس از تسلط بر استان نینوی، هیچ عملیاتی همچون اسپایکر نتوانست مسیر درگیری‌ها را عوض کند و موجب رعب و وحشت شود و پس از اسپایکر شهرها و روستاها یکی پس از دیگری به دست تعداد ناچیزی از نیروها سقوط می‌کرد.»

الترکمانی در بیان اینکه چرا به جای کشتار، اقدام به مبادله اسرا نکرده است، به قرداش گفته بود: «فرصت فکر کردن در این باره را نداشتیم و صرفا به فکر رسیدن به شمال عراق و آزادی زندانیان التاجی بودیم؛ از این رو همه را کشتیم و این ایده که ۵۰۰ نفر از آن‌ها را برای تبادل اسرا نگه داریم را رد کردیم.»

«محمد علی ساجت» سومین فرمانده داعشی است که «الهاشمی» با وی گفت‌و‌گو کرده است. او از افراد بسیار نزدیک به ابوبکر البغدادی و منشی وی بود.

«ساجت» به «هشام الهاشمی» گفته است که جنایت اسپایکر در نزد البغدادی به معنای رعب و وحشتی بود که برای رسیدن به بغداد لازم بود تا انجام شود و سرکرده معدوم داعش به انجام چنین جنایت‌های هولناکی تمایل داشت.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

بررسی تفاوت انگیزه‌ها و ابزار قتل در جنایت‌های شمال و جنوب پایتخت


در بررسی‌های اولیه مشخص شد مرد 54‌ساله‌ای به نام حمید که بر سر تقسیم ارث پدری با مادرش درگیری داشت، وقتی مادرش به همراه وکیل خود و رئیس شعبه 608 شورای حل اختلاف ناحیه 12،  داماد و نوه‌هایش در محل حضور داشتند، اقدام به شلیک 17 گلوله به سوی آنها کرد که در اثر این تیراندازی، چهار نفر کشته شدند.

 

به‌گفته یکی از شاهدان این حادثه، متهم چندی پیش و در پی اختلافاتی، همسر خود را طلاق داده و هنگام فرار نیز گفته به قصد انتقام سراغ همسرش خواهد رفت که اقداماتي برای مراقبت از همسر سابق متهم انجام شد.

با تحقیقات بیشتر در‌‌خصوص این قتل، در نهایت ماموران مخفیگاه متهم را در یکی از محله‌های تهران شناسایی و پس از ورود به آنجا، او را دستگیر کردند.

مادرکشی عشقی در شمال شهر

جنایت در خیابان کتابی در شمال تهران هم تا مدت‌ها در صدر اخبار رسانه‌ها بود. ظهر روز شنبه ششم اسفند سال 88، مرد میانسالی پس از پارک خودروی خود، وارد ساختمان شد تا به خانه برود که در میانه راه، متوجه فرار و هراس پسر 19 ساله‌اش شد.

متعجب از این وضعیت، وقتی وارد خانه‌اش شد، جسد طناب‌پیچ شده همسرش را در حالی‌که لای پتو پیچیده شده بود، دید. خیلی نگذشت که تیمی از ماموران کلانتری 103 گاندی به محل جنایت رفته و تحقیقات خود را آغاز کردند. 

پسر 19 ساله خانواده قتل را گردن نگرفت، اما دختر مورد علاقه‌اش در بازجویی‌ها گفت:«چندی پیش  به عنوان منشی در شرکت آنها مشغول به کار شدم که پس از مدتی من و پسر جوان به همدیگر علاقه پیدا کردیم. می‌دانستم پدر و مادرش با ازدواج ما مخالفت می‌کنند و پسر جوان این را قبول نمی‌کرد. روز حادثه، او از من خواست به خانه‌شان بروم که متوجه نیت او شدم و گفتم فکر کشتن پدر و مادرش را از سرش بیرون کند.»

پسر جوان که رازش را برملا شده می‌دید، قتل مادرش را گردن گرفت و گفت: «این دختر ده سال از من بزرگ‌تر است و می‌دانستم پدر و مادرم زیر بار ازدواج ما نمی‌روند. سه بار از خانه فرار کردم، حتی دست به خودکشی زدم ولی فایده نداشت. تصمیم گرفتم آنها را بکشم. به مادرم زنگ زده و خواستم تا به خانه بیاید و خودم پشت در ورودی پنهان شدم. به محض ورود ، با طناب آبی‌رنگی به مادرم حمله کرده و او را خفه کردم. می‌خواستم جسدش را در بیابان‌های شهرری رها کنم و بعد سراغ پدرم بروم که دستگیر شدم.»

قتل متادونی در جنوب تهران

پنجشنبه 30 آذر ماه سال 96، ساکنان شهرک علائین در جنوب تهران، شاهد نزاع خونینی بین چند جوان بودند. با شدت گرفتن نزاع، حادثه به کلانتری 172 حضرت عبدالعظیم اعلام شد و ماموران پس از مراجعه به محل با بدن غرق در خون جوان 28 ساله‌ای رو‌به‌رو شدند که با ضربات جسم تیزی نقش بر زمین شده بود. مجروح به بیمارستان منتقل شد، اما با گذشت، مقتول جان خود را از دست داد.

 

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد، کارآگاهان تیم تجسس ویژه کلانتری وارد عمل شده و افراد حاضر در نزاع و درگیری منجر به جنایت و  همچنین متهم اصلی را نیز شناسایی کردند. متهم اصلی متواری شده بود، اما با اقدامات پلیسی انجام شده مخفیگاه او شناسایی، سپس توسط ماموران پلیس دستگیر و بعد به کلانتری منتقل شد. 

او در اعترافات خود گفت: «مقتول همراه دوستانش در فضای سبز ایستاده بود که من نیز به آنها اضافه شدم‌. همراه خودم چند بسته قرص متادون داشتم و زمانی‌که مقتول متوجه موضوع شد، می‌خواست قرص‌ها را بگیرد که با هم درگیر شدیم و پس از ضرب و شتم من، قرص‌ها را از من گرفت. چند ساعت بعد دوباره مقتول را دیدم و این بار با چاقو و یک میله آهنی با مقتول درگیر شدم و با چاقو و میله آهنی که داشتم، ضربه‌ای به سینه و سرش زدم و سپس فرار کردم تا این‌که دستگیر شدم. 

رفیق‌کشی در کهریزک 

ششم اردیبهشت ماه 98، گزارش قتلی از بیمارستان واوان، ماموران کلانتری 171 کهریزک را با پرونده جدیدی مواجه کرد. ماموران پلیس با حضور در بیمارستان، بررسی‌های خود را آغاز کردند و نتیجه تحقیقات، آنها را به برادر مقتول که او را در وضعیتی وخیم به بیمارستان رسانده بود، رساندند. 

بر‌اساس گفته‌های برادر مقتول، او ساعاتی قبل از قتل برای دیدن برادرش به انباری درکهریزک تهران رفته بود، اما با ورود به انبار و دیدن برادرش در حالی که از ناحیه گردن در حال خونریزی بود، شوکه شد. برادر مقتول به سرعت او را به بیمارستان منتقل کرد، اما بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست داد.ماموران در ادامه تحقیقات خود، قاتل را که یک جوان 26 ساله افغان و همکار مقتول بود را شناسایی و او را دستگیر کردند.

 

بر‌اساس اعترافات قاتل، او مدتی پیش یکی از پیراهن‌های خود را گم کرده بود، اما با دیدن پیراهن در دست همکارش( مقتول) با او درگیر شده و با چاقوی میوه‌خوری، او را از ناحیه گردن زخمی و به قتل رسانده بود. 

 

لیلا حسین زاده – ضمیمه تپش روزنامه جام جم



Source link