دسته‌ها
متفرقه

کلماتی که بهتر است از دایره‌ لغات خود حذف کنیم!


به گزارش جام جم آنلاین، کلمات ما نقش زیادی را در تصویرسازی شخصیت ما در ذهن انسان‌ها دارند؛ اما در واقع ما برای این باید مراقب کلمات خود باشیم چون در درک محیط و اطرافیان، دید ما به جامعه و شنیدن حرفای دیگران اثر مستقیم می‌گذارند. علاوه بر اینها، استفاده از کلمات خوب در صحبت‌هایمان در شخصیت‌سازی کمک بسیاری می‌کند.

در ادامه با «ایرنا زندگی» همراه باشید تا ۵ کلمه‌ زاید را فوری از دایره‌ لغات خود حذف کنیم.

۱. فقط

کلمه‌ «فقط» معمولا برای پر کردن جاهای خالی یا تاکید در جمله می‌آید. اغلب اوقات می‌توانیم به جای این کلمه، کلمات بسیار دیگری استفاده کنیم. اگر از این کلمه بسیار در جملات خود استفاده می‌کنید نشان‌دهنده‌ ضعف در اعتماد به نفس در شما است.

۲. اما

ما در واقع راه‌های درست برای استفاده از کلمه‌ «اما» را بلد نیستیم؛ ولی می‌دانیم هر جایی که «اما» بیاید، جمله‌ قبلی خود را نفی می‌کند. استفاده بیش از حد این کلمه، قدرت مدیریت ما را زیر سوال می‌برد؛ زیرا اگر نتوانیم کلمات خود را مدیریت کنیم به طور حتم در مقیاس‌های بزرگ‌تر ناکام می‌مانیم.

۳. باید

استفاده از کلمه‌ «باید»، طرف مقابل را در لایه‌ دفاع و مقاومت می‌برد و امکان پذیرش حرف ما از سوی دیگران را کم می‌کند. در واقع استفاده‌ این کلمه اثر گذاری حرف‌های ما را تا حد زیادی کاهش می‌دهد.

۴. همیشه

ما نباید در دنیایی که همه‌ چیز پویا است از فاکتورهای ثابت و مطلق استفاده کنیم. استفاده از کلمه‌ی «همیشه»، حرف‌های ما را از اعتبار می‌اندازد. ما باید برای اعتماد کردن افراد جامعه به خود، نشان دهیم که واقع بین‌ هستیم و استفاده از کلمات مطلق این واقع ‌بینی را به خطر میاندازد.

۵. نمی‌توانم

کلمه‌ «‌نمی‌توانم» دو معنای مثبت و منفی دارد. اگر در جواب کاری که از شما در خواست شده و راضی به انجام دادن آن نیستید بهتر است این کلمه را با صدای بلند بیان کنید؛ ولی اگر این کلمه در جایگاهی گفته شود که نشان‌دهنده‌ ضعف و ناتوانی شما، در انجام اموری باشد نیاز دارید که فوری آن را از دایره‌ لغات خود حذف کنید.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

بی‌توجه نباشید! ۹ نشانه‌ «اختلال شخصیتی مرزی»

به گزارش جام جم آنلاین از ایرنا، آیا درباره خود احساس بدی داریم؟ آیا خیلی زود دوست پیدا می‌کنیم و زود هم از دست می‌دهیم؟ کسانی که به این سوالات جواب بله می‌دهند در زندگی مشکلات زیادی به علت این رفتارهایشان دارند. این افراد خودشان بیشتر از هر کس دیگری اذیت می‌شوند.

پاسخ به این سوال‌ها و مطالب بیشتری که در ادامه، همراه «ایرنا زندگی» می‌خوانیم به ما کمک می‌کنند ۹ نشانه‌های «اختلال شخصیتی مرزی» را شناسایی کنیم و هر چه سریع‌تراقدام کنیم.

بهتر است بدانیم عدم توجه برای درمان به موقع، اختلال شخصیتی مرزی را تا درجه حاد بیماری، یعنی روان‌پریشی پیش می‌برد که در آن شرایط هم درمان و هم تحمل بیماری برای شخص بیمار خیلی سخت‌تر است.

۱. عشق یا تنفر؛ حد میانی وجود ندارد

برخی افراد با کوچک‌ترین رفتار منفی از شخص مقابل و اتفاق‌های ناخوشایندی که بین آنها رخ می‌دهد، آنها را شیطان می‌خوانند و از آنها متنفر می‌شوند. تا حدی که احساس می‌کنند: «شاید تنها هدف ایجاد ارتباط بین ما، قصد برای سوءاستفاده کردن از من بود». افکاری مانند اینها (افکار پارانویایی)، تمام ذهن شخص بیمار را پر می‌کند و او را از زندگی عادی و نرمال ساقط می‌کند.

۲. مشکلات یکسان در روابط متعدد

بیماران اختلال شخصیتی مرزی همیشه از مشکلات یکسانی در روابط خود دارند رنج می‌برند و قادر به تصحیح شرایط به وجود آمده نیستند؛ زیرا کنترل عواطف و احساسات همواره برای این دسته از بیماران سخت است. دکتر بن میشل، یکی از روانشناسان مرکز مشاوره و نویسنده کتاب‌های روانشناختی، می‌گوید: «این مشکلات انقدر ادامه پیدا می‌کند که رابطه‌های کوتاه مدت با مشکلات یکسان ریشه‌ای، برای فرد عادی می‌شود».

۳. عدم کنترل عصبانیت

نوشته‌ها تا به حال حاکی از این موضوع بودند که این دسته از افراد از نظر کنترل احساسات خود مانند هیجانات، غم، خوشحالی، ترس و غیره، کنترلی ندارند. این موضوع درباره عدم کنترل احساس عصبانیت نیز صادق است. گاهی اوقات فرد در موقعیتی که نیاز به واکنش شدید ندارد به حد زیادی عصبانی می‌شود و شروع به پرخاشگری می‌کنند و در همان حال هم می‌خواهند رابطه را از دست ندهند درحالی که دوست، خانواده و همسر ما ممکن است خیلی ناراحت شوند و دیگر کاری از دست‌مان برای بازسازی این روابط به وجود نیاید.

۴. احساس گناهکاری پس از طوفان

این افراد چون از درون کنترلی بر روی رفتارهای احساسی خود ندارند بعد از طغیانی که به راه میندازند به شدت از خود ناراحت می‌شوند و احساس گناه می‌کنند. منزوی می‌شوند و نگران قضاوت‌های دیگران درباره خود هستند. آنها می‌ترسند که دیگران فکر کنند آنها دیوانه‌ هستند. قدم بعدی، بزرگ‌نمایی رویداد، بیشتر از آنچه در واقعیت اتفاق افتاده و سرزنش کردن خود است. توجه کنید: این دسته از افراد نه چند شخصیتی هستند و نه فیلم بازی می‌کنند. عدم کنترل روی عواطف، یکی از عوامل بیماری اختلال شخصیتی مرزی است که احتیاج به درمان دارد.

۵. ترس از رها شدگی

افراد با اختلال شخصیتی مرزی، همیشه از رفتار دیگران اینطور برای خود استناد می‌کنند: «دیگران آنها را رها کردند». حتی اگر نبود افرادی در زندگیشان به نوعی به نفع خودشان باشد، باز هم آنها این قطع ارتباط را رها شدگی تلقی می‌کنند و مدت‌ها خود را بابت آن سرزنش می‌کنند. این دسته افراد نوعی ترس از تنهایی را در خود حس می‌کنند.

۶. پا فشاری

برخی اوقات درباره موضوعاتی که می‌دانند درست نیست، بدون فکر پا فشاری بیش از حد می‌کنند مانند،گرایش به سوءمصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی دارند، زیاد پول خرج می‌کنند و صمیمیت زیادی با غریبه‌ها دارند.

۷. تجربه سوءاستفاده جنسی

بر طبق آمار منتشر شده در وبسایت «دِ هِلثی»، حدود ۴۰ تا ۷۶ درصد افراد با اختلال مرزی، گزارش سوءاستفاده‌های بدنی و جنسی در کودکی‌ را دادند. طبق آن شرایط، تشویق‌ آنها به سکوت و تحمل چنان بار سنگین روانیی، برای شخص در بزرگسالی این مشکلات را به وجود می‌آورد. آنها از بدن خود دور هستند و به بیان دیگر بدن خود را خالی از خود می‌دانند. در یکی از جلسات مشاوره، یک نفر به دکتر وبر، روانشناس و نویسنده کتاب‌های روانشناسی،گفته بود: «بدن من اینجا است ولی من اینجا نیستم». دکتر وبر می‌گوید: «این یکی از راه‌های فراری است که این افراد برای اتفاقی ناگواری که برایشان افتاده، انتخاب می‌کنند.».

۸. عشق یا تنفر نسبت به خود

این رفتارهای صفر تا صدی، تنها برای روابط شخص نیست. گاهی بیمار این حس را خیلی شدیدتر نسبت به خود حس می‌کند. بعضی روزها عاشق خودش است و بعضی روزها در آیینه که نگاه می‌کند حالش از قیافه خودش بهم می‌خورد و به خودش حس بدی دارد. گاهی این تفکرات در بین جامعه گفته می‌شود: «هیچ کسی کامل نیست» درست است؛ ولی این کمی و کاستی نیست. این نشانه‌های یک بیماری جدی است که شخص را از داشتن یک زندگی خوب و خوشبخت دور می‌کند. این افراد مستعد افسردگی هستند و می‌توانید اینجا درباره افسردگی بخوانید.

۹. صدمه به خود

این افراد با افکار منفی و دیدگاه بیمارگونه، خود را مقصر همه چیز می‌دانند و به خود آسیب می‌رسانند. این آسیب‌ها بیشتر روانی و ذهنی هستند. چهارچوب مغزی اشتباه، همواره احساس گناه داشتن، روابط سطحی بدون پشتوانه و دیدگاه‌های منفی به دیگران. تمام اینها رفته رفته، حس‌ لذت بردن از زندگی را می‌گیرند و ما را بیشتر به سمت حاد شدن بیماری سوق می‌دهند.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

خستگی تن را با خوابیدن در می‌کنید، با خستگی ذهن چه می‌کنید؟

به گزارش جام جم آنلاین از ایرنا، مسئله‌ بغرنج اینجاست که استرس و کج‌خلقی فقط ما را اذیت و کلافه نمی‌کند؛ بلکه اطرافیان‌ما هم از یک جایی به بعد، حوصله‌ تحمل کردن ما را ندارند.

برای هیچ‌کسی تبدیل شدن به فرد منفی‌گرای جمع‌های دوستانه جذاب نیست؛ اما اگر حواسمان‌ نباشد به راحتی در چاله‌ جاذب افکار منفی گیر می‌افتیم و اتفاقات بد، یکی پس از دیگری ما را پیدا می‌کنند. گاهی در زندگی نمی‌دانیم که چرا پشت سر هم بد می‌آوریم.

هیچ چیزی طبق برنامه‌های ما پیش نمی‌رود و انگار دنیا در جهتی حرکت می‌کند که چهارچوب زندگیمان را از هم جدا کند.

وقتی بدن ما خسته است نیاز به استراحت دارد ولی خستگی ذهن ما چگونه در می‌رود؟ در این زمان هر چقدر هم که مرخصی بگیریم و به مسافرت برویم هیچ تضمینی برای خالی شدن ذهن وجود ندارد.

۱. یوگای فوری؛ در ۳ مرحله به راحتی ذهن خود را خاموش، روشن کنیم

تنها کافی است ۲۰ دقیقه خالی را در محل کار یا دانشگاه به این کارها اختصاص دهید تا انگیزه‌ لازم برای ادامه‌ روزتان را بازیابی شود:

الف) ۳ بار نفس عمیق بکشید: از بینی تا جایی که ریه‌هایتان جا دارد نفس بکشید و از دهان آن را بیرون دهید.

ب) چشم‌های خود را ببندید: خاطراتی را یادآوری کنید که در آن لحظه، شما را خوشحال می‌کنند.

ج) موسیقی گوش دهید: حتی اگر میلی به موسیقی‌های شاد در آن موقعیت ندارید هم خود را مجبور به گوش دادن موسیقی‌های شاد کنید تا بتوانید از حال و هوای بدی که دارید رها شوید.

۲. احساسات سرکوب شده ما را عصبی می‌کنند

گاهی اوقات خستگی ذهن به علت احساسات سرکوب شده‌ هستند. امروزه راه‌کارهایی برای کنترل استرس و خشم در وبسایت‌ و صفحه‌های شبکه‌ مجازی به فراوانی یافت می‌شوند. در اینجا می‌توانید درباره‌ روانشناسان زردی که گفته‌هایشان پایه‌ علمی ندارند بخوانید. چند درصد کمک کننده هستند؟ چند درصد اثرات منفی جانبی دارند؟ البته که ما باید روی احساسات خود کنترل داشته باشیم ولی نه همیشه و همه‌ جا.

اگر شما از کسی ناراحت هستید بهترین کار این است که رفتارهای غیرمنطقی و تکانه‌ای از خود نشان ندهید. روان شما نیاز دارد، که از شر آن احساسات ناراحت‌کننده خلاص شود. اگر عصبانی هستید به جایی بروید که بتوانید فریاد بکشید و اگر ناراحت هستید گریه کنید. این موضوع درباره‌ی احساسات مثبت هم صادق است. اگر خوشحال هستید لبخند بزنید، اگر شگفت‌زده می‌شوید ذوق کنید و کودک درون خود را در روندهای روزمرگی خود، منزوی نکنید.

اگر نیاز دارید با کسی صحبت کنید ولی کسی را مناسب برای این موضوع نمی‌دانید سعی کنید با مداد بر روی کاغذ بنویسید. تا جایی که احساس آرامش دارید بنویسید و ذهن خود را از احساسات سرکوب شده خالی کنید.

۳. چه جاهایی باید رها کنیم؟

در مقالات و مطالب انگیزشی مدام می‌شنویم و می‌بینیم که می‌گویند هیچ‌گاه ناامید نشوید و زندگی را رها نکنید. در واقع نیاز است گاهی این کار را بکنیم؛ زیرا که در آن مقطع زمانی بهترین کار «رها کردن» است.

الف) وقتی از کاری لذت نمی‌برید آن را رها کنید.

ب) وقتی از مصاحبت با کسی لذت نمی‌برید آن گفت و گو را رها کنید.

ج) در دیدارهای دوستانه‌ای که با آنها همگن نیستید و احساس خوبی ندارید آنجا را ترک کنید.

بهتر است بدانیم روابط‌ دوستانه‌ سطحی نه تنها حال ما را خوب نمی‌کنند؛ بلکه ما را خسته می‌کنند.

۴. نقش فضای مجازی در احساس ناراحتی عمیق

مقالات بسیاری در سایت‌های معتبر ایان، آتلانتیک و هاف‌پست درباره‌ «منزوی‌تر شدنمان در عصر دیجیتال و رونق فضای مجازی» منتشر شدند. طبق نوشته‌ها، فضاهای مجازی ما را از تنهایی در نیاورده‌ بلکه ما را تنهاتر کردند. ما به جای اینکه برویم دوستان‌مان را ببینیم با آنها به صورت مجازی چت می‌کنیم.

در اینستاگرام پست می‌گذاریم و وقتی لایک‌ها و کامنت‌ها از راه می‌رسند خوشحال می‌شویم چون حس مهم‌ بودن را به ما می‌دهند. اما این «احساس مهم‌ بودن» از اساس مجازی و کاذب است. به همین دلیل آمار افسردگی در کسانی که در فضاهای مجازی فعالیت بیشتری دارند بالاتر است.

حالا بیایید به یک موضوع جایگزین بهتر فکر کنیم، مثل وقت‌ گذرانی‌ در دنیای واقعی و حقیقی. اگر می‌خواهیم دوستان‌مان را ببینیم، خودمان را گول نزنیم و با یک تماس تصویری که تنها درصد کمی از لذت دیدار را دارد، بیخیال دیدارهای حضوری نشویم. برای خودمان برنامه‌ هفتگی تفریحی داشته باشیم. با دوستان‌ و خانواده‌هایمان به گردش برویم. در هفته، دو ساعت را برای خودمان باشیم بدون اینکه، فکر عقب افتاد از برنامه‌ درسی و کاری به ذهن‌مان خطور کند.

۵. آیا کووید ۱۹در این افزایش این خستگی مفرط ذهن اثر داشته است؟

با کووید ۱۹ ما از بسیاری امکانات تفریحی خود درو افتادیم؛ کافه، رستوران، سینما، تاتر، کنسرت‌ها و غیره. در این دوره منطقی است اگر ما خستگی خود را نتوانیم آن‌طور که باید رفع کنیم. اما نمی‌توان با خستگی و افکار مزاحم به زندگی با کیفیت و خوب ادامه داد. پس بهتر است به سراغ راه‌های جایگزین برویم.

مثلا اگر داریم به این موضع فکر می‌کنیم که «امروز خیلی برای کار کردن خسته هستم» ۲ ساعت مرخصی ساعتی بگیریم و به نزدیک‌ترین کافه برویم یا اینکه قدمی بزنیم و با کسی که حال‌مان را خوب می‌کند درباره‌ اتفاقات روزمره‌ ساده‌ صحبت کنیم. در انتخاب فرد مورد نظر در اینجور مواقع دقت کنید؛ زیرا آن شخص باید کسی باشد که هم ما به او حال خوب می‌دهیم، هم او به ما. بهتر است همیشه در ذهن‌مان باشد که مزاحم کسی نشویم.

اگر کتاب‌ خواندن، موسیقی گوش دادن و فیلم دیدن به شما کمک می‌کند حتما این‌ کارها را انجام دهید. از خودتان بپرسید «همین حالا چه کاری من را خوشحال می‌کند» به جوابی که می‌دهید دقت کنید. جواب شما نباید به خودتان و دیگران آسیب برساند. تنها باید خودتان را از آن حال و هوای خستگی دور کند. به خودتان، افکار و احساسات‌تان اهمیت بدهید. تنها در این شرایط است که از خودتان راضی می‌شوید و می‌توانید انسانی مفید برای جامعه و دوستانتان باشید.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

توصیه هایی برای کنترل حملات پانیک


به گزارش جام جم آنلاین از ایسنا، حملات پانیک باعث ایجاد علائم جسمی مانند افزایش ضربان قلب، تعریق، تنگی نفس، حالت تهوع، درد قفسه سینه یا رعشه می‌شود و می‌تواند بین ۵ تا ۲۰ دقیقه طول بکشد.

حملات پانیک، حمله‌های حاد شدید اضطراب همراه با احساس مرگ قریب‌الوقوع است که فراوانی بروز آن‌ها از چند حمله در یک روز تا یک مورد در سال متفاوت است.

در صورتی که بدانید این حملات در چه شرایطی به وقوع می‌پیوندند، می‌توانید راه‌هایی برای متوقف کردن آن بیابید.

در ادامه چند توصیه ساده برای کنترل حملات پانیک به نقل از نشریه آنلاین «وب‌ام‌دی» آورده شده است:

– زندگی عادی خود را داشته باشید:

این قابل درک است که می‌خواهید به هر قیمتی از حمله پانیک جلوگیری کنید، اما مهم این است که نگذارید ترس زندگی شما را کنترل کند. به طور مثال از حضور در مکان‌هایی که در گذشته حملات پانیک در آنجا برایتان رخ داده، اجتناب نکنید. اگر حمله پانیک برایتان رخ داد در صورت امن بودن مکانی که در آن هستید، همانجا بمانید. زمانی که حمله تمام شد، متوجه خواهید شد که هیچ اتفاق وحشتناکی رخ نداده است.

– با خودتان صحبت کنید:

هنگامی که احساس می‌کنید حمله پانیک نزدیک است، به خود یادآوری کنید که تنها احساس اضطراب می‌کنید و خطر واقعی متوجه شما نیست. حتی می‌توانید مستقیماً با ترس خود روبرو شوید. پاسخ‌هایی مانند “من نمی‌ترسم” یا “این وضعیت می‌گذرد” را با خود تکرار کنید.

– حواس خود را پرت نکنید:

اگرچه سعی بر متمرکز کردن ذهن خود در جای دیگر در شرایط پانیک بسیار وسوسه‌انگیز است اما سالم‌ترین روش برای مقابله با حمله پانیک، پذیرش و روبرو شدن با آن است. سعی کنید با علائم خود مبارزه نکنید اما به خودتان یادآوری کنید که این وضعیت گذراست.

– نفس عمیق بکشید:

حمله ممکن است باعث شود نفس‌های سریع و کم عمق بکشید، بنابراین باید تنفس خود را کنترل کنید. چشمان خود را ببندید دستتان را بین شکم و قسمت پایین دنده‌های خود قرار دهید. از بینی خود به آرامی و عمیق نفس بکشید. سپس بگذارید تمام هوا به آرامی از دهان خارج شود. در این وضعیت دست خود را که به آرامی روی شکمتان بالا و پایین می‌شود،‌ احساس می‌کنید. بعد از چند دقیقه، باید احساس بهتری داشته باشید.

– ذهن خود را در زمان حال نگه دارید:

بر پنج موردی که می‌توانید در اطراف خود ببینید،‌ تمرکز کنید. سپس چهار موردی که می‌توانید لمس کنید، سه موردی که می‌توانید بشنوید، دو موردی که می‌توانید بو کنید و در آخر یک موردی که می‌توانید بچشید. زمانی که بر آن چه در اطراف شما اتفاق می‌افتد تمرکز کنید، ذهن شما آرام‌تر از زمانی خواهد شد که تمرکز خود را روی ترس یا پرش ذهنی از یک نگرانی به یک نگرانی دیگر می‌گذارید.

– از احساسات محرک دوری کنید:

احساساتی از جمله گرسنگی، عصبانیت، تنهایی و خستگی احساساتی هستند که بدترین وضعیت را برای هر فردی به همراه می‌آورند. اگر مستعد حملات پانیک هستید، این احساسات می‌توانند به محرک تبدیل شوند. هنگامی که علائم حمله ظاهر می‌شود، با خودتان بررسی کنید: آیا گرسنه‌، عصبانی، تنها یا خسته‌ام؟ پس از مشخص شدن وضعیت این احساسات می‌توانید برای رفع آن اقدام کنید.

– به صورت مرحله‌ای ریلکس کنید:

هنگامی که احساس می‌کنید یک حمله پانیک نزدیک است یا در وسط یک حمله قرار دارید، یکی از عضلات خود را متقبض کنید و سپس آن را شل کنید. این کار را در همه جای بدنتان تکرار کنید تا تمام بدن شما به صورت مرحله‌ای آرام شود.

– «اگر»ها را رها کنید:

حملات پانیک از افکار همراه با «اگر» تغذیه می‌کنند. اگر نتوانم این کار را انجام دهم چه می‌شود؟ اگر در رابطه خود شکست بخورم چه می‌شود؟ اگر همه به من بخندند چه می‌شود؟ این ترس‌ها را شناسایی کنید، سپس افکارتان را از «چه می‌شود» به «خب که چه؟» تغییر دهید. گاهی اوقات بدترین حالت یک فکر نیز به آن بدی که به نظر می‌رسد، نیست.

– به ترس خود امتیاز دهید:

وقتی ترسی ذهن شما را درگیر می‌کند، هر چند دقیقه به آن در مقیاس یک تا ۱۰ امتیاز دهید. این کار شما را در لحظه کنونی نگه می‌دارد. همچنین یادآوری خوبی است که شما در کل زمان حمله در امتیاز ۱۰ ترس قرار ندارید.

– مراقب مصرف قهوه و دخانیات باشید:

کافئین می‌تواند شما را عصبی و دچار رعشه کند. هم‌چنین می‌تواند شما را دچار بی‌خوابی کند که می‌تواند بعداً باعث خستگی شود. نیکوتین نیز در ابتدا می‌تواند به شما احساس آرامش دهد اما پس از فرآوری در بدن می‌تواند شما را وحشت زده و عصبی کند.کافئین، نیکوتین و الکل می‌توانند حملات پانیک را ایجاد کرده یا آن‌ها را وخیم‌تر کنند. بهتر است از آن‌ها اجتناب شود.

– برای ورزش زمان بگذارید:

فعالیت بدنی استرس را که یکی از دلایل اصلی حملات هراس است، کاهش می‌دهد. یک تمرین ورزشی مخصوصاً نوعی که ضربان قلب شما را بیشتر می‌کند، می‌تواند شما را به وضعیتی آرام‌تر برساند. اگر نمی‌توانید زمان زیادی برای ورزش کردن اختصاص دهید، حتی یک پیاده روی ۱۰ دقیقه‌ای هم می‌تواند در این زمینه مفید باشد.

– به بدن خود آرامش دهید:

اگر به بدن خود آرامش دهید، ذهنتان نیز به دنبال آن آرام‌تر خواهد شد. تمریناتی مانند یوگا و تای‌چی از حرکات آهسته بدن استفاده می‌کنند و به ذهن می‌آموزند که آرام و آگاه باشد.



Source link