دسته‌ها
متفرقه

ثبت بیش از۳۱ هزار فوتی و افزایش آمار ازدواج در ۵ ماهه نخست امسال در استان تهران

[ad_1]

به گزارش جام جم آنلاین، مسعود شفیعی در گفتگو با ایسنا در تشریح آمار جمعیتی استان تهران در ۵ ماهه نخست سال ۱۳۹۹ گفت: در این مدت ۶۱ هزار و ۷۲۵ ولادت داشته ایم که از این تعداد ۳۱ هزار و ۸۶۴ نفر مرد و ۲۹ هزارو ۸۶۱ نفر زن هستند، این درحالی است که در ۵ ماهه نخست سال گذشته ۶۶ هزارو ۲۸۰ ولادت داشته ایم. به این ترتیب کاهش ۶.۹ درصدی ولادت نسبت به زمان مشابه در سال گذشته را شاهد بوده ایم.

وی افزود: بر اساس اطلاعات اداره کل ثبت احوال استان در همین مدت میزان وفات به ۳۱ هزارو ۱۰۷ نفر رسیده است که از این میزان ۱۸هزارو ۹ نفر مرد و ۱۳ هزارو ۹۸ نفر زن هستند؛ این درحالی است که در ۵ ماهه نخست سال ۱۳۹۸ تعداد فوت ۲۳ هزارو ۶۴۰ نفر بوده است. به این ترتیب در ۵ ماهه نخست سال جاری شاهد افزایش ۳۱.۶ درصدی در وفات نسبت به مدت مشابه سال گذشته بوده ایم.

وی ادامه داد: همچنین در ۵ ماهه نخست سال جاری ۳۳ هزارو ۳۴۵ ازدواج به ثبت رسیده است درحالی که در مدت مشابه سال ۱۳۹۸ تعداد ۳۱هزارو ۸۱۱ ازدواج ثبت شده است. به این ترتیب در سال جاری ۴.۸ درصد افزایش در ازدواج را نسبت به سال قبل داشته ایم. در طلاق نیز در ۵ ماهه نخست سال ۱۳۹۹ تعداد ۱۲ هزارو ۸۵۳ مورد طلاق داشته ایم که نسبت به زمان مشابه سال قبل که تعداد ۱۱ هزارو ۶۲۱ طلاق به ثبت رسیده بود شاهد افزایش ۱۰.۶ درصدی بوده ایم.

وی درباره فراوانی پنج نام انتخابی برای پسران در ۵ ماهه نخست سال جاری به اسامی امیرعلی با ۹۶۹ بارتکرار، آراد با ۶۸۰ مورد، سامیار با ۶۶۸ بار، علی با ۶۵۷ و امیرحسین با ۵۷۸ بار تکرار اشاره کرد و افزود: در انتخاب اسامی دختران نیز اسامی همچون فاطمه با ۷۱۸ بار تکرار، رستا با ۵۹۶، آوا با ۵۰۷، حلما ۵۰۰ و مرسانا با ۴۹۹ تکرار بیشترین فراوانی را داشته اند.

در سال گذشته برای پسران اسامی امیرعلی، سامیار، امیرحسین، علی و امیرعباس به ترتیب بیشترین فراوانی را داشتند و برای دختران نیز اسامی فاطمه، حلما، زهرا، مرسانا و آوا به ترتیب بیشترین فراوانی را دارا بودند.

رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران در بخش دیگری از صحبت های خود به صدور ۱۰ میلیون و ۱۵۷ هزارو ۴۷۵ کارت هوشمند ملی از ابتدای طرح تاکنون در استان تهران اشاره کرد و ادامه داد: در سال جاری تاکنون ۳۲۲ هزارو ۳۴۷ نفر برای کارت ملی هوشمند ثبت نام کرده اند که از این میزان ۹۵.۷ درصد توسط ۱۵۵ دفتر پیشخوان ثبت نام خود را تکمیل کرده اند.

وی تاکید کرد: در بخش صدور شناسنامه نیز از ابتدای اجرای طرح تاکنون برای ۴میلیون و ۸۹۸ هزارو ۶۹ نفر شناسنامه صادر شده که در سال جاری ۲۰۸ هزارو ۱۱۰ صدور شناسنامه را در این استان داشته ایم. درحال حاضر جمعیت بالای ۱۵ سال استان تهران ۱۰ میلیون و ۶۱۴ هزارو ۵۳۷ نفر و جمعیت بالای ۷ سال استان ۱۲ میلیون و ۳۱۴ هزارو ۱۰۴ نفر است و برآورد جمعیت برای پایان مرداد سال ۱۳۹۹ نیز ۱۴ میلیون و ۵ هزارو ۵۷۲ نفر است.

[ad_2]

Source link

دسته‌ها
متفرقه

طلاق مخفیانه شاخ‌های اینستاگرام

[ad_1]

به گزارش خبرنگار جام‌جم، در میان بحبوحه افراد حاضر در راهروی دادگاه خانواده تهران که با نگاهی نگران به نقطه‌ای نامعلوم خیره شده‌اند و کسانی که با کلافگی و بی‌حوصلگی در طول راهرو قدم می‌زنند، زن و مرد جوانی ایستاده‌اند که هرازگاهی نگاهی روی صورت آنها خیره می‌ماند. ملیکا و پویا که دقایقی دیگر قرار است با اعلام توافق در شعبه 264 از هم جدا شوند، شهرت کم و بیش خودشان را از شبکه اجتماعی اینستاگرام پیدا کرده‌اند.

زندگی نمایشی

نوبت رسیدگی به پرونده ملیکا و پویا که می‌شود، در سکوت روبه‌روی قاضی می‌نشینند. تمام توافق‌ها برای جدایی انجام شده و پویا می‌گوید که قرار است ماهانه مبلغی به عنوان مهریه همسرش بپردازد و ملیکا می‌گوید که جهیزیه‌اش را از خانه شوهرش برده است.

سردرددل مرد جوان باز شده و می‌گوید: «اینستاگرام زندگی ما را به اینجا کشاند. من دیگر نمی‌توانم برای این‌که پست‌های پیج همسرم زیاد لایک بخورد هزینه‌های گزاف عکاسی بپردازم.»

ملیکا وسط حرف همسرش می‌پرد و می‌گوید: «پویا خودش هم از این‌که پیج ما پربازدید بود لذت می‌برد. مشکل او از وقتی شروع شد که من روی روابط مجازی‌اش حساس شدم. دلم نمی‌خواست هر دقیقه با افراد غریبه چت کند.» پویا بار دیگر رشته کلام را دست گرفته و می‌گوید:«من فروشگاه لوازم خانگی داشتم و مادر ملیکا یکی از مشتریان من بود.سال‌ها بود که این خانواده را می‌شناختم و همین باب آشنایی من و ملیکا شد و به او علاقه پیدا کردم و تصمیم به ازدواج با او گرفتم. همه چیز بین ما خیلی خوب بود تا این‌که دو سال بعد از ازدواجمان یعنی پنج سال قبل همسرم پیج اینستاگرام باز کرد. او هزینه زیادی صرف می‌کرد که عکس‌های جذاب بگیرد و ظرف و وسایل گران‌قیمت برای خانه می‌خرید. راستش اوایل من هم از این‌که می‌دیدم هر‌روز دنبال کننده‌های‌مان بالا می‌رود خوشحال بودم و برایم جذاب بود، اما کار به جایی رسید که زندگی ما تبدیل به یک نمایش شده بود. حتی گاهی با هم جر و بحث می‌کردیم و قهر بودیم اما ملیکا برای این‌که بتواند پست دلخواهش را در اینستاگرام بگذارد با من عکس‌هایی با ژست‌های عاشقانه می‌گرفت و منتشر می‌کرد. بعد از گرفتن عکس باز هم با من بدرفتاری کرده و قهر می‌کردیم؛ حتی کار به جایی رسیده بود که با لباس‌های متنوع در یک سفر عکس می‌گرفت و مدتی بعد آن را به عنوان عکس‌های سفری دیگر منتشر می‌کرد با این‌که همان زمان که همسرم داشت وانمود می‌کرد ما سفر هستیم، ما در خانه بودیم و اغلب با هم حرف نمی‌زدیم.»

تصمیم به جدایی

ملیکا می‌گوید: «به خاطر شهرت پیج من،کم‌کم پیج خود پویا هم دنبال‌کنندگان زیادی پیدا کرد و از این‌که ما می‌توانستیم از طریق تبلیغ در صفحه شخصی‌مان کسب درآمد کنیم راضی بود و خیلی وقت‌ها دل به کار دیگری نمی‌داد و در خانه می‌نشست و با افراد غریبه حرف می‌زد. ما هر روز از هم دورتر می‌شدیم و بالاخره اختلاف‌مان به حدی زیاد شد که به این نتیجه رسیدیم دیگر نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم. حالا دنبال‌کننده‌های ما نمی‌دانند که در آستانه جدایی هستیم و در این مدت گاهی با هم در ماشین عکس گرفته و وانمود کردیم همه چیز بین ما عادی است. نمی دانم چطور باید این موضوع را برای دنبال‌کنندگان صفحه‌ام عنوان کنم.»

در پایان زن و مرد جوان با رای طلاق توافقی صادر شده از سوی قاضی دادگاه یکراست به سمت محضر خانه می‌روند تا طلاق‌شان را ثبت کنند.

فاطمه شیخ علیزاده – حوادث روزنامه جام جم

[ad_2]

Source link

دسته‌ها
متفرقه

ماجرای سندرم پشیمانی از ازدواج در قرنطینه!

[ad_1]

به گزارش جام جم آنلاین ، یکی از مهم ترین تغییراتی که ویروس جهش یافته کرونا در زندگی مردم به وجود آورد ایجاد قرنطینه اجباری برای آنها بود. این قرنطینه اجباری آنها را وادار کرد تا بر خلاف میل، دست از کار و زندگی روزمره خود بکشند و در خانه بمانند. اما این فقط ظاهر قضیه است. تصور نکنید همه مثل خودتان هستند. تصور نکنید که خیلی راحت با خانواده و همسر و فرزندانتان در خانه می مانید. اوضاع برای بسیاری از مردمان جهان بسیار غم انگیز و تکان دهنده است. ماجرا چیست؟

شوک عاطفی در قرنطینه

کرونا ده ها پدیده اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتی هنری به دنبال داشت. یکی از این ده ها پدیده به معضلات اجتماعی مربوط می شود. حالا که در خانه ماندن به یک قانون نانوشته و نوشته در سراسر جهان تبدیل شده یک اتفاق جلب توجه کرده است. بر اساس گزارش سایت «مای فمیلی» مشاوره در رابطه با این موضوع که نامزدی در دوران قرنطینه به هم خورده، بسیار افزایش یافته است. توضیح صریح تر این است:‌«افراد متعددی در دوران قرنطینه بدون هیچ دلیل منطقی ناگهان با فردی که قول و قرار ازدواج گذاشته اند، قطع ارتباط کرده اند. آنها یا بدون هیچ توضیحی ارتباط خود را قطع و ازدواجشان با منتفی کرده اند و یا اینکه در یک پیام مختصر به نامزد خود اطلاع داده اند که دیگر هیچ تمایلی برای ازدواج با او ندارند». در حالی که قرنطینه ادامه دارد، به هم خوردن های بی دلیل ازدواج ها هم ادامه پیدا کرده است. چه توضیحی برای این امر وجود دارد؟ بر اساس گزارشی که در همین سایت «مای فمیلی» درج شده دلیل این است که شاید افراد در قرنطینه بیشتر تنها هستند، بیشتر فکر می کنند، بیشتر آینده را مورد بررسی و تجزیه قرار می دهند و بیشتر هم نسبت به ازدواج تردید پیدا می کنند بنابراین اقدام به منتفی کردن آن می کنند. اما اگر قرنطینه ای در کار نبود شاید تا این اندازه ذهن تحلیل گری پیدا نمی کردند و نگرش ساده تری به موضوع ازدواج داشتند. حالا ما با سندرم پشیمانی از ازدواج در دوران قرنطینه روبرو هستیم.

مژده غفوری مشاور خانواده در اینباره به جام جم آنلاین گفت: فردی که به طور ناگهانی اقدام به منتفی کردن ازدواج خود می کند باید در رابطه با اقدام خود توضیح دهد. البته من در طی سال ها با این مورد مواجه شده ام. چه بسا زوج هایی که در دوران عقد و نامزدی به این نتیجه می رسند که نمی خواهند ازدواج کنند. اما این مسئله که آنها را باید به هر شکل ممکن وادار به ازدواج کرد غیراخلاقی است اما به همان اندازه هم بازی با زندگی دیگران به شدت غیراخلاقی به شمار می رود.

غفوری که نزدیک به هشت سال است به زوج ها مشاوره می دهد افزود: فردی که ازدواج خود را منتفی می کند باید دلایل خود را ارائه دهد، شاید بتوان آنها را حل کرد. ترس از آینده شاید یکی از دلایل باشد. باید خوب پای صحبت های او نشست و به حرف هایش گوش کرد. اگر توضیحات او برای به هم زدن ازدواجش منطقی بود نباید او را تحت فشار گذاشت اما اگر فرد بدون هیچ دلیل منطقی اقدام به منتفی کردن ازدواج کند اقدامی ظالمانه انجام داده است و دختر و پسر هم ندارد.

وی خاطرنشان کرد: ترس از نداشتن تفاهم، پیش بینی درباره مشکلات مالی، به وجود آمدن این احساس که علاقه ای به طرف مقابل نیست، تمرکز بیشتر بر روی مواردی که تفاهم بر روی آن نیست، تمرکز بر روی خصوصیات منفی نامزد، بدبینی نسبت به آینده، تاثیرپذیری از افراد منفی و … از عمده عوامل به هم زدن نامزدی و ازدواج به شمار می آیند. حالا که قرنطینه هم برای بسیاری از مردم به وجود آمده است قطعا این اتفاق زیاد می افتد. اگر بخواهم از جنبه عامیانه صحبت کنم این است که از دل برود هر آنکه از دیده رود! حالا در قرنطینه با شرایطی مواجه هستیم که افراد با وجود پیشرفته ترین وسایل مجازی و هوشمند ،یکدیگر را زیاد نمی بینند و از دل هم می روند تا با موارد متعددی در رابطه با به هم خوردن ازدواج ها روبرو شویم!

در حسرت دیدن فرزند

اما منتفی شدن ناگهانی ازدواج ها تنها پدیده اجتماعی منفی قرنطینه نیست. ویروس کرونا بلای دیگری هم سر بسیاری از مادران و پدران این سرزمین و دیگر سرزمین ها هم آورده است؛ دوری از فرزند. در شرایطی که بسیاری از فرزندان طلاق نزد یکی از والدین خود هستند، به دلیل قرنطینه و شرایط خاص کشور نمی توانند مادر یا پدر خود را ملاقات کنند. البته این فقط یک روی سکه است. مژده غفوری در این رابطه توضیح بهتری را ارائه می دهد.

او به جام جم آنلاین گفت: پیش از اینکه تبدیل به مشاور خانواده شوم سال ها در جریان پرونده هایی بودم که مربوط به حضانت می شد. چه شرایط غم انگیزی وجود داشت و دارد. هنوز بسیاری از والدین به این فهم نرسیده اند که به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی نباید از امتیاز داشتن حضانت جهت اذیت همسر سابق خود استفاده کنند. دادگاه ها و دادسراها پر از پدر و مادرانی است که بابت ندیدن فرزند خود آن هم به مدت طولانی شکایت کرده اند. من برای پنهان کردن فرزند از همسر سابق هیچ واژه دیگری نمی توانم به غیر از رفتار رذیلانه به کار ببرم.

غفوری ادامه داد: اکنون هم با مسئله قرنطینه روبرو هستیم. به عنوان یک مشاور به شما می گویم بحران روحی والدینی که پیش از این هم نمی توانستند فرزند خود را ملاقات کنند بسیار شدیدتر و اسفناک تر خواهد شد. متاسفانه این وضعیت  برای مادران بسیار بدتر است. به دور از هر گونه اظهارنظر جنسیت زده باید بگویم تعداد مادرانی که ملعبه لجبازی های پدر فرزندشان قرار می گیرند بسیار بیشتر از تعداد پدرانی است که از دیدن فرزند خود محروم هستند.

این مشاور خانواده گفت: درک این موضوع که ندیدن فرزند تا چه اندازه برای یک پدر یا یک مادر غم انگیز و مخرب است امکان پذیر نیست. هیچ کس نمی تواند خود را به جای این افراد بگذارد. افرادی که به بهانه قرنطینه حتی یک تماس تصویری را هم برای دیدن فرزند از همسر سابق خود دریغ می کنند باید به سرعت تحت روان درمانی قرار بگیرند. در بسیاری از کشورها منع دیدار با فرزند مجازات دارد و حتی می تواند منجر به زندانی شدن فرد شود اما متاسفانه من می توانم ده ها مورد را برای شما بازگو کنم که لجبازی مانع از دیدار مادر و یا پدر با فرزند شده است، آن هم نه برای چند روز که برای چند ماه و حتی چند سال. غم ندیدن فرزند آن چنان طاقت فرساست که مشکلات روحی برای فرد پدید می آورد و حتی من مواردی را هم سراغ داشته ام که مثلا مادری در پی ندیدن فرزند خود به ام اس دچار شده است. 

این مشاور تاکید کرد: رعایت قرنطینه واجب است اما باید به فکر دل مادر و پدرانی که از فرزند خود هم دور هستند بود. باید به دور از هرگونه کینه ورزی و دشمنی تماس تصویری را برقرار کرد و یا با رعایت اصول بهداشتی کودک را به دیدار مادر و یا پدرش برد.

وی در پایان گفت: هیچ کودکی با لجبازی والدینش خوشبخت نشده است. کودکانی که از دیدار با یکی از والدین خود محروم می شوند در بزرگسالی و اصلا از همان کودکی با مشکلات روحی و روانی زیادی روبرو خواهند شد و در زندگی تعادل لازم را نخواهند داشت. این اتفاقی است که هر پدر و مادری باید بداند و اگر آگاهانه و دانسته این حق را از فرزند خود دریغ کرد لیاقت حضانت او را ندارد و به او خیانت کرده است.

هیلدا حسینی خواه / جام جم آنلاین 

[ad_2]

Source link

دسته‌ها
متفرقه

طلاق به خاطر دخترخاله

[ad_1]

زمانی كه قاضی دادگاه خانواده علت درخواست جدایی را پرسید، مرد جوان رشته كلام را در دست گرفت و درباره ماجرای زندگی‌اش چنین گفت: چهار سال است با محدثه ازدواج كرده‌ام. در این مدت زندگی خوبی در كنار هم داشتیم و به جز اختلافات جزئی، مشكل دیگری نداشتیم. من مدیر مالی یك شركت هستم و وضع مالی خوبی داریم. با این حال از چند ماه پیش محدثه تصمیم عجیبی گرفت. او وقتی دید دخترخاله اش كه مجرد است، می‌خواهد برای زندگی به كانادا برود، از من خواست با او همراه شویم و زندگی‌مان را در یك كشور دیگر بسازیم. من خیلی تعجب كردم. تمام زندگی من همین جاست. كار و شغل و درآمد و خانواده‌ام اینجا هستند. وقتی در رفاه زندگی می‌كنیم برای چه باید به كشور دیگری برویم و همه چیز را از صفر شروع كنیم. ولی محدثه گوشش به این حرف‌ها بدهكار نبود و به مخالفت من هم اهمیتی نمی‌داد. همراه با دخترخاله اش مرتب در حال پیگیری و انجام كارهای مهاجرت بود. تقریبا هر روز و هر شب به او می‌گفتم كه دلم نمی‌خواهد از كشور بروم، ولی انگار من و حرف هایم برایش اهمیتی نداشت. او كار خودش را انجام می‌داد و می‌گفت هر جا دخترخاله اش می‌رود، باید او هم برود. هر بار هم سعی می‌كردم با صحبت هایم او را متقاعد كنم، دخترخاله اش تماس می‌گرفت و نظرش را تغییر می‌داد. آنقدر در گوشش می‌خواند كه محدثه دیگر به هیچ چیز به جز زندگی در كانادا فكر نمی‌كرد. تمام كارهایش را انجام داد و می‌خواست مرا هم مجبور كند كه كارهای مهاجرت را انجام دهم، ولی من به هیچ عنوان دلم نمی‌خواهد در جای دیگری زندگی كنم. برای همین وقتی دیدم محدثه در تصمیمش خیلی جدی است و به هیچ عنوان حاضر نیست كوتاه بیاید، تصمیم به جدایی گرفتم. این زن خودخواه است و فقط برای خودش تصمیم می‌گیرد. تحت تاثیر دخترخاله‌اش قرار گرفته و می‌خواهد زندگی‌مان را نابود كند. برای همین دیگر نمی‌خواهم در كنارش زندگی كنم.

در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من و دخترخاله‌ام از بچگی در كنار هم بزرگ شدیم. در واقع مثل خواهر هستیم. او وقتی تصمیم گرفت برای زندگی به كانادا برود، تمام شرایطش را برایم توضیح داد. من هم دیدم كه شرایط زندگی در آنجا خوب است و ما هم تمام این شرایط را برای مهاجرت داریم. برای همین تصمیم گرفتم در آنجا زندگی كنم. حتی شغل مناسب هم برای من و شوهرم در كانادا وجود داشت، ولی طاها فقط از روی لجبازی و با این فكر اشتباه كه من تحت تاثیر دخترخاله‌ام قرار گرفته‌ام، مخالفت كرد. این مساله می‌توانست آینده ما و فرزندانمان را عوض كند. من كلی تحقیق كردم، به راحتی می‌توانستیم زندگی خوبی در كانادا داشته باشیم، ولی طاها لجبازی كرد. حالا كه او تا این حد خودخواه است، من نمی‌توانم زندگی و آینده‌ام را خراب كنم. می‌خواهم همراه دخترخاله‌ام به كانادا بروم و آنجا زندگی كنم.

در پایان نیز قاضی سعی كرد این زوج را از جدایی منصرف كند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد.

زندگی مشترك جاده یكطرفه نیست

سارا شقاقی، روان‌شناس درباره مشكلات این زوج می‌گوید: یكی از موارد مهمی كه زوج‌ها قبل و بعد از ازدواج باید آن را بدانند، مساله شراكت است. وقتی فردی تصمیم به ازدواج می‌گیرد، باید بداند كه در همه مسائل با همسرش شریك است. زندگی‌اش دیگر فردی نیست و نمی‌تواند به طور شخصی تصمیم بگیرد و به آن عمل كند. اگر زوج‌ها این مساله را درك كنند و بتوانند به آن عمل كنند، با چالش‌ها و اختلافات كمتری مواجه می‌شوند. برخی زوج‌ها از نبود حس شراكت در وجودشان بی‌اطلاع بوده و تلاشی هم برای ایجاد این حس در خودشان نمی‌كنند. برای همین بیشتر مواقع با مشكل مواجه می‌شوند. زندگی مشترك، وجود دو نفر زیر یك سقف نیست بلكه شراكت دو نفر در همه مسائل زندگی است. زوج‌های خوشبخت این حقیقت را می‌دانند كه زندگی مشترك جاده‌ای دوطرفه است و زندگی مشترك یكطرفه به‌ هیچ‌عنوان رابطه‌ خوشایندی نیست. بنابراین بهتر است، زن و مرد در انتخاب همسر علاوه بر همه ملاك‌ها، امكان ایجاد حس شراكت بینشان را سنجیده و بررسی كنند كه آیا می‌توانند فرد مورد نظر را به عنوان یك شریك همه جانبه می‌پذیرند، تا بتوانند در آینده با اختلافات كمتری مواجه شوند. درباره موضوعاتی مانند انتخاب خانه، مهاجرت، سفر و… هم باید به یك نقطه مشترك برسند و بعد اقدام كنند. تصمیمات یكطرفه نمی‌تواند زندگی آرامی را تضمین كند و باید در این راه تصمیمات دو طرفه باشد. 

[ad_2]

Source link