دسته‌ها
متفرقه

خوشحالم كنترل می‌شوم



صبوری با بازی در سریال تلویزیونی آخر خط به كارگردانی علیرضا مسعودی، نخستین تجربه‌اش را با ایفای نقش سیامك در عرصه بازیگری كسب كرد كه این شب‌ها از شبكه سه سیما پخش می‌شود.

به همین دلیل با او درباره بازی در این سریال، فعالیتش در دنیای اینستاگرام، تعهد ده ساله‌اش به تلویزیون، رویاهایش در آینده و… به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

شما استندآپ كمدی هستید و با بازی در سریال تلویزیونی آخر خط، نخستین تجربه‌تان را در حوزه بازیگری طنز به دست آورده‌اید. آیا در حوزه بازی از بازیگر چهره‌ای الهام گرفته‌اید؟

نه، از كسی در حوزه بازی الگو نگرفته‌ام و مدل خودم را بازی كرده‌ام. هیچ‌وقت علاقه نداشتم ادای كسی را دربیاورم. به همین دلیل شما در سریال آخر خط فقط علی صبوری را می‌بینید كه مشغول بازی است.

ولی برخی بر این اعتقادند كه شما در بازیگری ادای رضا عطاران را در می‌آورید و حتی جنس بازی‌تان را به بازی او نزدیك می‌كنید؟

نه، به‌هیچ‌وجه چنین چیزی امكان ندارد. اتفاقا سر پروژه‌ای از نزدیك رضا عطاران را دیده‌ام و اصلا بازی‌ام شبیه بازی این هنرمند نیست و سبك و سیاق خودم است.

یعنی با رضا عطاران همكاری داشتید؟

نه، سر فیلم سینمایی زیر نظر همراه با علی مسعودی یك روز سر پروژه رفتیم و او را دیدیم، اما با هم همكاری نداشتیم. ضمن این‌كه من برای چه باید از آقای عطاران در بازی الگو بگیرم، چون عطاران خودش بهترین است و من برای چه باید كپی بهترین باشم!

در سریال آخر خط به نظر می‌رسد شما در برخی صحنه‌ها همراه با عباس جمشیدی‌فر و امیر نوری بداهه‌گویی دارید. كارگردان دست‌تان را برای بداهه‌گویی باز گذاشته بود؟

خوشبختانه آقای مسعودی در بازی تعامل بسیار خوبی با بازیگر دارند و در هر صحنه‌ای كه لازم به بداهه‌گویی بود از قبل با آقای مسعودی مشورت می‌كردیم و بعد از تایید بداهه داشتیم. بداهه‌گویی كمك زیادی به با‌نمك شدن فضای سریال آخر خط كرده و همه شوخی‌ها را چك می‌كردیم. البته منظورم این نیست كه طبق متن پیش نمی‌رفتیم، بلكه در بخشی از صحنه‌ها كه بداهه ضرورت داشت، انجام می‌دادیم و با همفكری انجام می‌شد. به همین دلیل بین من و عباس جمشیدی‌فر بده و بستان‌های خوبی صورت می‌گرفت كه خوشبختانه مورد توجه مردم هم قرار گرفته و بانمك شده است.

این بداهه به‌ویژه در یكی از صحنه‌های سریال كه سیامك و فرامرز (شما و عباس جمشیدی‌فر) مقابل مازیار (امیر نوری) قرار می‌گیرند و می‌خواهند شاخ اینستاگرام شوند، بیشتر دیده می‌شود.

من دقیق یادم نمی‌آید در چه صحنه‌هایی ما بداهه داشتیم. همان‌طور كه تاكید كردم طبق متن جلو رفتیم و شوخی‌ها را كم یا زیاد می‌كردیم بنا به فراخور صحنه.

شما در اینستاگرام شناخته‌شده هستید. به نظرتان شخصیت سیامك سریال آخر خطر تا چه میزان به شخصیت واقعی علی صبوری در زندگی‌اش نزدیك است و فكر نمی‌كنید شخصیت واقعی‌تان هم روی نقش‌تان تاثیر گذاشته است؟

سیامك خود واقعی علی صبوری است. من هم در زندگی شخصی‌ام بسیار خونسرد هستم و رفتارهایم خیلی شبیه سیامك است و دور از او نیستم.

یعنی خونسردی‌تان به حدی است كه حرص بقیه را در می‌آورید. چون سیامك خیلی حرص خاله‌اش (شهین تسلیمی) را درمی‌آورد؟

(با خنده) راستش نمی‌دانم حرص كسی را در می‌آورم. اما كلا خونسرد هستم. ضمن این‌كه باید به موضوع اشاره كنم كه مخاطبان تلویزیون با مخاطبانی كه در اینستاگرام داشته‌ام تفاوت زیادی دارند.

از چه لحاظ تفاوت دارند؟

مخاطبان فضای مجازی تندهستند. زیرا وقتی هنرمندی پستی در اینستاگرام می‌گذارد با نظرات مختلفی رو‌به‌رو می‌شود، حتی برخی تاكید می‌كنند حق فلان بازیگر نبوده كه بالا بیاید. در حالی كه در عالم واقعیت همان بازیگر افتخار بازیگری سینما و تلویزیون ماست. به نظرم مخاطبان فضای مجازی خیلی واقعی نبوده و جعلی هستند.

یعنی به نظرتان مخاطبان اینستاگرام واقعی نیستند؟

نه، منظورم این نیست. مخاطبان اینستاگرام هم مردم هستند، اما محدود به همان فضا می‌شود. اما وقتی شما به‌واسطه برنامه خندوانه یا بازی در یك سریال تلویزیونی محبوب می‌شوید، مردم كوچه و خیابان نسبت به شما بازخورد دارند و همه اقشار بیننده تلویزیون هستند و محبوبیت و شهرت‌تان تمام جامعه را در بر‌ می‌گیرد، اما مخاطبان اینستاگرام بیشتر از جوانان هستند. به همین دلیل جنس مخاطبان رسانه‌ای همچون تلویزیون با شبكه‌های اجتماعی تفاوت دارد.

حال شما كه اولین تجربه بازی را با سریال آخر خط كسب كردید. بیشتر مخاطبان تلویزیون را دوست دارید یا شبكه‌های اجتماعی را؟

به نظرم هیچ رسانه‌ای قوی‌تر از رسانه تلویزیون نیست و قدرت این رسانه، كل جامعه را در بر می‌گیرد. به‌عنوان مثال وقتی خندوانه پخش می‌شد، كل جامعه حتی مردمی كه در روستاهای دور افتاده زندگی می‌كنند هم این برنامه را دوست دارند. پس طبیعی است مخاطبان تلویزیون برای من هم به‌عنوان كمدین مهم است و دوست دارم مردم من را به‌عنوان بازیگر كمدی بشناسند و در حد توانم سعی كنم آنها را بخندانم.

علاقه‌مند هستید در كنار نقش‌های كمدی، تجربه نقش‌های جدی هم داشته باشید؟

فقط دوست دارم نقش كمدی بازی كنم و اصلا به نقش جدی علاقه‌ای ندارم. حتی اگر به من صد میلیارد هم بدهند، نمی‌خواهم نقش جدی بازی كنم.

ولی دنیای بازیگری غیر‌قابل پیش‌بینی است. ممكن است نقش خوب جدی از سوی یك كارگردان بسیار كار بلد ایران به شما پیشنهاد شود. باز هم نمی‌پذیرید؟

نه، نقش جدی من را وسوسه نمی‌كند. فعلا در ذهنم به كمدی فكر می‌كنم و این‌كه می‌خواهم یكی از شاخص‌های این حوزه باشم. همچنین علاقه‌مند به كارگردانی سریال‌های طنز هم هستم و می‌خواهم گروه جوانی جمع كنم و با هم كارهای شاخص در حوزه كمدی تلویزیون انجام بدهیم. البته با حضور نسل جوان.

فكر می‌كنید چند سال دیگر این پروژه محقق شود؟

حدود یك یا دو سال دیگر وارد عرصه كارگردانی می‌شوم، البته با تیم خودم.

یعنی می‌خواهید برند خودتان را در كمدی تلویزیون داشته باشید؟!

منظورم برند نیست، بلكه می‌خواهم جنس كمدی خودم را برای تلویزیون بسازم. در عرصه طنز ما مهران مدیری و رضا عطاران شاخص را داریم كه بعدها محسن تنابنده هم اضافه شد. من نمی‌خواهم شبیه كارهای طنز آنها بسازم، بلكه می‌خواهم چهارمین نفر شاخص این عرصه شوم و سبك جدیدی را به طنز تلویزیون اضافه كنم.

فكر نمی‌كنید این رویای بزرگی است؟

نه، من گام به گام در مسیر زندگی‌ام جلو آمده‌ام و می‌خواهم جنس كمدی خودم را داشته باشم.

برای ادامه كار در حوزه بازیگری و ورود به كارگردانی آیا به دانش‌تان در این حوزه اضافه كردید و در این رشته دوره‌های حرفه‌ای را گذرانده‌اید؟

خیلی‌ها فكر می‌كنند من به‌واسطه خندوانه استند‌آپ كمدین شدم. در حالی كه من قبل از این‌كه فعالیتم را در اینستاگرام شروع كنم، تئاتر كار می‌كردم و فیلم كوتاه می‌ساختم.

از چند سالگی تئاتر را شروع كردید؟

از 16 سالگی. البته در دانشكده علوم پزشكی رشته بیهوشی می‌خواندم و به خاطر تمرین تئاتر خراسان اخراج شدم.

چرا اخراج شدید؟

به خاطر این‌كه من روزهایی كه باید بیمارستان می‌رفتم، نمی‌رفتم و با استادان صحبت كرده بودم و به من نمره می‌دادند، اما بعد مدیر گروه متوجه این مساله شد و بعد از گرفتن مچم من را اخراج كردند. بنابراین من قبل از این‌كه وارد اینستاگرام شوم یا برنامه خندوانه، در این زمینه كار می‌كردم. همچنین در یكی از جشنواره‌های فیلم با این‌كه كارشناسان ارشد ادبیات نمایشی شركت كرده بودند، جایزه اول فیلمنامه‌نویسی را كسب كردم. بنابراین بر‌خلاف افكار عمومی من در این حوزه كار كرده‌ام. ضمن این‌كه هنر ذاتی است. خیلی از بازیگران رشته‌های مختلفی خوانده‌اند. مثلا شهاب حسینی روان‌شناسی خوانده، رضا عطاران رشته طراحی صنعتی خوانده، اما به سمت هنر آمدند. من هم مثل بقیه شرایط حضور برایم فراهم شد و وارد این عرصه شده‌ام. اگر هم بخواهم سریالی را كارگردانی كنم، با تسلط كامل كارم را انجام می‌دهم، حتی نیاز به كارگردان تلویزیونی هم ندارم.

ولی فكر نمی‌كنید اعتماد به نفس‌تان خیلی بالاست؟

نه، وقتی فردی به كارش تسلط داشته باشد، مشكلی نیست و من با اطمینان خاطر صحبت می‌كنم.

شما در سریال آخر خط به هجویات شبكه‌های اجتماعی اشاره می‌كنید. با توجه به این‌كه شما از این طریق هم كسب درآمد می‌كنید. نظرتان در این باره چیست؟

من هم به این مساله اعتقاد دارم كه در كنار فواید، در اینستاگرام درگیر ابتذال هم هستیم و همه موارد در شبكه‌های اجتماعی را قبول ندارم. برایتان مثالی می‌زنم. وقتی در دوران قرنطینه یك نوجوان 12 تا 14ساله وارد اینستاگرام می‌شود، ناخودآگاه وارد لایوهای ابتذال هم خواهد شد. همین لایوها، تاثیرات منفی روی نوجوانان می‌گذارد و عواقب منفی به دنبال خواهد داشت. ضمن این‌كه والدین نمی‌توانند روی اینستاگرام كنترل داشته باشند و بچه‌ها ناخودآگاه با دسترسی به این فضا ممكن است الگوهای نادرست دریافت كنند.

برخی شوخی‌های تكراری شبكه‌های اجتماعی در سریال آخر خط هم شنیده می‌شود. مثلا در صحنه بازداشتگاه به محض ورود هر نفر، یكی با صدای بلند فریاد می‌زند كه گنده‌لات… وارد می‌شود. به نظرتان چنین شوخی‌های تكراری ضرورت داشت؟

من نویسنده و كارگردان سریال نیستم و فقط بازیگرم. بنابراین فقط از بازی خودم می‌توانم دفاع كنم، ولی به این موضوع اعتقاد دارم كه تكیه‌كلام‌ها از تكرار نشأت می‌گیرد و ملكه ذهن مردم هم می‌شود. در این سریال عباس جمشیدی‌فر كلمه ناناز را می‌گوید و من هم مرتب این جمله را تكرار می‌كنم كه آشنای جناب‌سرهنگ خسروی هستم. تكرار این تكیه‌كلام‌ها باعث شده تا در زبان مردم بیفتد و این كلمات را در كوچه و خیابان تكرار می‌كنند.

یعنی ضرورتی دارد در جامعه چنین تكیه‌كلام‌هایی تكرار شود؟

به هر حال تعدادی تكیه‌كلام‌ها با‌نمك هستند و به نظرم ایرادی ندارد كه نقل محافل شود، چون فضای صحبت آن جمع را صمیمی‌تر می‌كند.

شما تعهد قرارداد 10 ساله با صدا و سیما دارید. به خاطر این قرارداد چه امتیازی كسب كرده‌اید؟

امتیازم این است كه قرارداد درست است.

یعنی چه قرارداد درست است؟

یعنی به‌واسطه این قرارداد كنترل می‌شوم.

یعنی با این مدل نظارت مشکلی ندارید؟

نه، دوست دارم. وقتی فردی ساختارشكنی می‌كند با مخالفانی هم رو‌به‌رو است و برای من كه در فضای مجازی فعالیت داشته‌ام، خوب است كنترل شوم و در مسیر درست قدم بر دارم. از مدیران رسانه به‌خاطر اعتمادی كه به من داشتند و برایم فضای تازه‌ای را باز كرده‌اند، تشكر می‌كنم. بنابراین چرا ناراحت باشم از این‌كه در مسیر درست قدم برمی‌دارم. اگر من درست رفتار كنم، جوانگرایی بیشتر پیگیری می‌شود و به دیگر جوانان اعتماد می‌شود. ضمن این‌كه من كمدین هستم و فرد سیاسی نیستم. فقط دوست دارم به واسطه كمدی‌هایم مردم را بخندانم. اتفاقا خوب است كه از بیرون كنترل می‌شوم و كارهایم در چارچوب باشد و بدون مجوز كاری را انجام ندهم.

برخی بازیگران بعد از چهره شدن وارد مباحث سیاسی می‌شوند. شما چطور؟

من حرف سیاسی نخواهم زد و وارد چنین مباحثی هم نخواهم شد.

یعنی وارد كمپ انتخاباتی هیچ نماینده در انتخابات 1400 نمی‌شوید؟ چون خیلی از هنرمندان وارد چنین كمپ‌هایی می‌شوند؟

نه، اصلا نمی‌روم. من سواد سیاسی و قدرت تشخیص سیاسی هم ندارم. بنابراین به این مباحث ورود نخواهم كرد.

شما در سریال آخر خط در یكی از صحنه‌ها لباس زنانه پوشیدید و حركات موزون انجام دادید یا در صحنه ماساژ، این حركات به شكل دیگر تكرار شد كه در شبكه‌های اجتماعی بازخورد متفاوتی داشت. خودتان تحلیل‌تان چیست؟

قرار دادن چنین صحنه‌ای، نقد به چنین موضوعاتی در شبكه‌های اجتماعی است. ضمن این‌كه این صحنه‌ها بامزه بود و در جریان هستم كه مردم استقبال خوبی از سریال آخر خط كردند و دوست دارند.

بر چه مبنایی می‌گویید استقبال مردم از این سریال زیاد بوده است؟

وقتی در كوچه و خیابان مردم را می‌بینم مورد محبت و لطف آنها قرار می‌گیرم. همچنین بازخوردهای مثبت هم در فضای مجازی داشتم و بالای 95 درصد نظرات مثبت و كمتر از 5 درصد نظرات منفی است.

یعنی آن 5 درصد به شما انتقاد كرده یا حرف‌های زشت نثارتان كردند؟

(با خنده) به نظرم كسانی كه چنین فرصتی نصیب‌شان نشده است، انتقاد داشتند. به‌عنوان مثال، مدیر تولیدی كه 20 سال در این حرفه است وقتی می‌آید به من می‌گوید حق تو نیست، یعنی چه؟! مسلما چون خودش در این فضا به جایی نرسیده این‌گونه نقد می‌كند.

آدم‌های میلیونی

شنیده می‌شود كه شما ماهانه از اینستاگرام درآمد 500 میلیونی دارید. با توجه به این درآمد چه ضرورتی داشته كه در تلویزیون كار كنید و تعهد به قرارداد ده ساله داشته باشید؟ بله. من چنین درآمدی دارم. ولی این‌طور نیست كه كل این درآمد در جیبم برود. به‌عنوان مثال من كلیپی می‌سازم كه بابت آن 150 میلیون دریافت می‌كنم، اما چون برای ساخت از عوامل سینمایی استفاده می‌كنم، 248 میلیون هزینه می‌كنم. من به خاطر پول كار نمی‌كنم، بلكه به خاطر علاقه‌ام فعالیت دارم. بگذارید برایتان مثال دیگری بزنم. وقتی شما پای حرف معلمان می‌نشینید آنها از درآمد كم گلایه می‌كنند، اما من 200 معلم را می‌شناسم كه ماهانه 800 میلیون درآمد دارند. به هر حال در هر شغلی افرادی شاخص هستند و درآمدهای بالا دارند. در اینستاگرام هم این‌طور نیست كه همه این درآمد را داشته باشند. تعداد شاخصان كم است. شما فكر می‌كنید پر در‌آمدترین فرد در یوتیوب چه كسی است؟ آیا می‌دانید یك بچه شش ساله با معرفی اسباب‌بازی، ماهانه شش میلیون دلار درآمد دارد؟ در مجموع من به كارم علاقه‌مند هستم و با عشق كار می‌كنم.

دور بودن تلویزیون از حاشیه

بعد از سریال آخر خط آیا باز هم مثل قبل در فضای اینستاگرام فعالیت می‌كنید؟ مسلما نه. چون مسیر تازه‌ای را شروع كرده‌ام. نمی‌خواهم به عقب برگردم. ایده‌آل‌گرا هستم، چون می‌خواهم شاخص شوم. بنابراین اعتقاد ندارم در طول یك‌سال چند سریال بازی كنم. معتقدم از بین پیشنهادها می‌توان بهترین را انتخاب و بازی كرد. از سوی دیگر چون اول راه هستم، خیلی ترسویم. خیلی با احتیاط قدم‌هایم را برمی‌دارم. عوامل در ساخت یك سریال خیلی مهم هستند و ما بهترین عوامل را در سریال آخر خط داشتیم. حتی اگر پیشنهاد سینمایی هم به من شود، ریسك‌پذیری ندارم، چون می‌ترسم و می‌خواهم در این مسیر درست پیش بروم. پژمان جمشیدی با تلویزیون شروع كرد و با انتخاب‌های درست، در حال حاضر در سینما می‌درخشد. از سوی دیگر بی‌حاشیه بودن او كمك زیادی به شرایطش كرد. متاسفانه اینستاگرام منجر به شكل‌گیری حاشیه می‌شود، اما در تلویزیون آنچه اهمیت دارد، بی‌حاشیه بودن است. افرادی در تلویزیون موفق هستند كه بدون حاشیه هستند. در مجموع اگر هم بخواهم در اینستاگرام فعالیتی داشته باشم، حتما با مجوز صدا و سیما انجام می‌دهم. ممنونم از رامبد جوان كه من را جدی گرفت. از مدیران قدردانی می‌كنم كه این فرصت را در اختیار من قرار دادند. همچنین از علی مسعودی به خاطر اعتمادی كه به من كرد و نقش سیامك را به من سپرد، قدردانی می‌كنم. من موفقیت الانم را لطف خدا و مدیون امام رضا‌(ع) می‌دانم. واقعا، معجزه را در زندگی‌ام دیدم. از خوانندگان روزنامه جام‌جم هم درخواست دارم كه هیچ‌وقت ناامید و دلسرد نشوند و همیشه توكل‌شان به خدا باشد. گاهی موفقیت در جوانی رخ می‌دهد و گاهی در 40 سالگی. به هر حال قدر لحظات‌مان را بدانیم.

فاطمه عودباشی – رسانه / روزنامه جام جم



Source link

دسته‌ها
متفرقه

محبوبه مثل همه اشتباه می‌کند



همین اتفاقات دستمایه قصه سریال تلویزیونی «پرگار» شد كه شهرام شاه‌حسینی كارگردانی آن را به‌عهده دارد و این شب‌ها از شبكه یك پخش می‌شود.

این سریال به تهیه‌كنندگی امیر پوررحمانی تولید شده كه سابقه ساخت مجموعه‌هایی با محوریت تعلیم و تربیت دارد. حالا او در تازه‌ترین ساخته‌اش تلاش كرده از زاویه‌ای تازه به این موضوع نگاه كند كه مستثنا از كارهای قبلی‌اش نیست، اما این‌بار بیشتر سراغ خانواده‌ها رفته است.

در مجموع سریال تلویزیونی پرگار به نقش خانواده و تاثیرگذاری آنها بر فرزندان پرداخته كرده است. یكی دیگر از ویژگی‌های سریال، پیچیدگی قصه است كه شخصیت‌ها را در معرض موقعیت‌های متفاوت قرار داده است. گرچه برخی شخصیت‌های قصه سر و شكل منسجمی دارند، اما برخی دیگر رها شده‌اند. به همین دلیل در گفت‌و‌گو با مرجانه گلچین و تیما پوررحمانی به ترتیب بازیگران نقش‌های محبوبه و فرزانه از این سریال و ویژگی‌هایش پرسیده‌ایم.

شما قبل از شروع سریال در فضای اینستاگرام پستی مبنی بر این‌که نقشی متفاوت، جدید و جالب را در سریال پرگار داشتید، منتشر کردید. خودتان این شب‌ها بیننده سریال هستید تا این تفاوت را بعد از تدوین به تماشا بنشینید؟

متاسفانه سریال را ندیده‌ام. به غیر از شب اول که پخش شد. زمان‌هایم را نتوانستم برای تماشای سریال هماهنگ کنم.

سر پروژه دیگری بودید که ندیدید؟

نه، کمی درگیر کارهای شخصی خودم بودم که نتوانستم ببینم.

شما در یک دهه اخیر با بازی در سریال‌های طنز به عنوان بازیگری کمدی شناخته شده‌اید و غیر از نفس گرم که تجربه نقش جدی بود، مرتب طنز بازی کردید، تا این‌که این طلسم را با بازی در سریال پرگار شکستید. خودتان فکر نمی‌کنید در طنز به تکرار رسیدید و بهتر است دوباره به نقش‌های جدی ورود پیدا کنید؟

بعد از دهه‌ای که پشت سر هم کمدی بازی کردم، بسیار دلتنگ نقش‌های جدی بودم و هستم. ضمن این‌که ورودم به بازیگری با کارهای جدی و ملودرام اجتماعی و عاشقانه بود، اما بعد از 10 سال سکوت تصویری و بازی در سریال طنز بزنگاه، خط و مسیر بازیگری‌ام تغییر کرد و به سمت ژانر کمدی رفتم.

این تغییر در خط مسیر بازیگری تعمدی بود یا اتفاقی؟

نه، کاملا اتفاقی بود، چون هر دو کار را دوست دارم چه جدی و چه طنز؛ ولی در مجموع دلم می‌خواهد متنوع بازی کنم، نه این‌که پشت سر هم سریال طنز.

پس با این تعریف خیلی هم علاقه‌مند نیستید به عنوان بازیگر کمدی شناخته شوید.

مسلما بازیگر علاقه‌مند است در کارش تنوع داشته باشد. من هم دلم نمی‌خواهد پشت سرهم کار طنز بازی کنم و به عنوان بازیگر کمدی شناخته شوم. واقعا کار من چیز دیگری بود و همان‌طور که تاکید کردم با نقش‌های جدی فعالیتم را در این عرصه شروع کردم، اما این چند سال اخیر باعث شد بیشتر کمدی بازی کنم.

حتی آخرین سریال‌تان در تلویزیون هم با نام زوج‌یا‌فرد که نوروز‌97 پخش شد، طنز بود. پس دل‌تان می‌خواست برگشت به فضای جدی داشته باشید، اما فکر کنم چون در بزنگاه نقش کمدی‌تان را خوب بازی کردید، پیشنهادها در همان مسیر بود.

بله، 10‌سال پی‌در‌پی نقش‌های کمدی پیشنهاد شد و فقط در بین این نقش‌ها، نقش آفرینی‌ام در سریال نفس گرم، برگشت به فضای جدی بود. تا این‌که نقش متفاوت و جدی محبوبه در سریال پرگار به من پیشنهاد شد که کاملا با شخصیت ملیحه نفس گرم تفاوت داشت، به همین دلیل خیلی استقبال کردم.

به نظرتان چرا کارگردانان و تهیه‌کنندگان این اعتماد را به شما نداشتند که بیشتر نقش‌های جدی به شما پیشنهاد شود؟

دو شخصیت متفاوت زنانه و جدی را در سریال‌های نفس گرم و پرگار بازی کردم. امیدوارم این اعتماد وجود داشته باشد و دوستان بگذارند بازیگران تجربه‌های متفاوت داشته باشند و نخواهند در یک بعد کار از بازیگران ببینیم.

شما در سریال پرگار نقش زنی به نام محبوبه را بازی کردید که در قسمت‌های اول مخاطب حق را به او نمی‌دهد، زیرا همسر و فرزندش را رها کرده و از ایران رفته و حالا بعد از گذشت سال‌ها برگشته است، اما بعد از چند قسمت مخاطب به او حق می‌دهد و او را یک زن قربانی می‌بیند. این بازی دو پهلو برایتان سخت و همراه با چالش نبود؟

طبیعی است کار را برای بازیگر سخت می‌کند، زیرا باید روی لبه تیغ بازی کند. من برای ایفای نقش محبوبه باید دو‌پهلو بازی می‌کردم که هم مخاطب به او حق بدهد و هم حق ندهد و همین بازی را سخت می‌کرد. در ابتدا مخاطب با دیدن محبوبه و کارهایش به او حق نمی‌دهد و حتی او را گناهکار می‌داند که چرا فرزند و همسرش را رها کرده و بعد ازدواج دوم داشته‌است، اما وقتی سکانس به سکانس همراه زندگی محبوبه می‌شود، متوجه می‌شود او یک زن قربانی است و او هم مثل هر آدم دیگری اشتباه می‌کند و زندگی باعث شده تا او خطا کند وگرنه محبوبه آدم بدی نیست.

معمولا بازیگران برای ایفای چنین نقش‌هایی که دوپهلو هستند با کارگردان به مشکل می‌خورند، زیرا او سلیقه خودش را دارد و بازیگر هم نظرات خودش را. شما با کارگردان به مشکل نخوردید؟

آقای شاه حسینی، کارگردان به هیچ وجه کوتاه نمی‌آید و در کار بسیار سختگیر است. خوشحال هستم با هم در یک مسیر بودیم که هم با سلیقه او هماهنگ بود و هم با سلیقه من. در طول کار سعی می‌کردم مواردی را که او تاکید دارد در کار اجرا کنم و همسو با هم حرکت کردیم. البته تفاوت‌های زیادی بین ملیحه نفس گرم و محبوبه پرگار هست. گرچه ملیحه زنی محجبه و صبور است، اما او هم مرتب رفتارهایش را در کفه ترازو می‌گذاشت که آیا اشتباه کرده یا نکرده‌است.

در سریال پرگار گاهی مخاطب دچار سردرگمی می‌شود. به عنوان مثال، منعم همسر محبوبه به او ابراز علاقه می‌کند، اما محبوبه می‌خواهد از او طلاق بگیرد. از سوی دیگر پسر منعم هم اوردوز کرده که دلایلش خیلی مشخص نیست. گرچه دیالوگ‌هایی مطرح می‌شود، اما خیلی مبهم است. شما درباره این بخش‌های مبهم چه نظری دارید؟

با پیشرفت قصه می‌بینید که محبوبه در گذشته به مواد مخدر اعتیاد داشته اما ترک کرده‌است. او به خاطر مشکلات زندگی‌اش وابسته به داروهای اعصاب و روان شده‌است. البته این بعد از شخصیت محبوبه مشخص است. دلیل آن سردرگمی ‌این است که ابتدا قصه با سمت و سوی دیگری نوشته شده بود، اما به هر حال هر سازمانی ممیزی‌های خودش را دارد و رسانه ملی هم به دلیل این که اقشار مختلف در رده‌های سنی متفاوت بیننده سریال هستند، ممیزی‌هایی دارد، به همین دلیل برخی سکانس‌ها به این خاطر از قصه حذف شد و داستان سمت و سوی دیگری به خودش گرفت.البته با پیشرفت قصه متوجه این مسائل خواهید شد که چرا محبوبه می‌خواهد طلاق بگیرد. در مجموع محبوبه مشکلات زیادی در زندگی شخصی‌اش داشت و بعد از ازدواج متوجه می‌شود همسر اولش موجی است و همین او را تحت فشارهای عصبی قرار می‌دهد و از او جدا می‌شود و بعد در ازدواج دوم هم با ماجراهای دیگری رو به رو می‌شود. در واقع اگر دقیق تر نگاه کنید، متوجه می‌شوید محبوبه زندگی سختی داشته و پر از چالش. از سوی دیگر برخی سکانس‌ها به‌خاطر فضای غمناک حذف شده‌است. به نظرم آقای شاه حسینی به عنوان کارگردان کارش را بلد است و فیلمنامه آقای رفیع زاده هم قرص و محکم بود و کار با بازیگران حرفه‌ای انجام شده‌است.

شنیده بودم محبوبه به مرور به قصه اضافه می‌شود، اما از همان قسمت‌های اول وارد داستان شد و حجم بیش از اندازه شخصیت‌ها در قصه به ویژه در قسمت یک و دو مخاطب را به شدت گیج کرده بود و سر از قصه و شخصیت‌ها در نمی‌آورد. نظر شما چیست؟

چون فقط یک قسمت از سریال را دیده‌ام، نمی‌توانم نظر بدهم، اما جواب این سؤال شما را می‌دانم. اتفاقا قرار بود شخصیت‌هایی مثل من و خانم کوثری کم‌کم به داستان اضافه شوند، اما به خاطر حذف برخی سکانس‌های غمناک و به دلیل این‌که به ناچار زمان بندی سریال به هم نریزد، در قسمت‌های اول وارد قصه شدیم، اما از قسمت سوم به بعد مخاطب متوجه شخصیت‌ها شد و بازتاب‌های خوبی هم دریافت کرده‌ایم. همچنین مخاطبان نظرات متفاوتی درباره سریال ارائه کردند. البته مخاطبان از من انتظار داشتند یک کار کمدی نگاه کنند، چون شرایط اقتصادی بد است و مردم به دلیل این شرایط و وضعیت کرونا حال‌شان خوب نیست و توقع دیدن یک کار طنز دارند. اما وقتی قرار است یک اثر تراژدی ببینند، انتظارات کار کمدی باید کنار گذاشته شود و بیننده یک کار تراژدی باشند. البته فضای سنگین و غمناک سریال مخاطب را اذیت نمی‌کند، چون روایت قصه و پردازش شخصیت‌ها خوب است. مخاطبان هم بعد از گذشت چند قسمت از سریال ارتباط خوبی با قصه و شخصیت‌ها برقرار کردند.

پیچ و تاب پرگار

‌سریال پرگار به لحاظ فیلمنامه‌نویسی، پچیدگی‌های خاص خود را دارد که نسبت به تصور بسیاری از ما درباره سریال‌های تلویزیونی ایرانی متفاوت است.

مشهور است که می‌گویند با دیدن یک قسمت از سریال ایرانی می‌توان ادامه آن را حدس زد، اما پرگار شروع قدرتمندانه‌ای داشت و از همان ابتدا معماهای زیادی را برای مخاطبان ایجاد کرد. این رمزآلود بودن هم به شیوه روایت بازمی‌گردد و هم شخصیت‌ پردازی‌ها و تعدد آدم‌های قصه. تعداد خانواده‌هایی که در این سریال ماجرایی برای گفتن دارند، کم نیست و شخصیت‌ها هم غالبا به‌سادگی همه چیز را لو نمی‌دهند.

برای مثال نقش علی عمرانی در این مجموعه با سکوتی که دارد به این ابهام دامن می‌زند. می‌شود گفت این سبک سریال‌سازی محبوب شهرام شاه‌حسینی است؛ کارگردانی که شیوه کارش در سریال تاوان هم شباهت‌هایی به پرگار دارد.

از قصه که بگذریم،‌ این‌که بازیگران سریال از نسل‌های مختلف هستند به خودی خود یک ویژگی مثبت است، چهره‌های تازه‌ای با این سریال به مخاطبان شناسانده شده‌اند و علاوه‌بر آن بازیگری همچون بابک کریمی که در سینما حضور داشت نیز با پرگار برای نخستین‌بار به تلویزیون آمده است.

بهره‌بردن از بازیگران مسنی چون فاطمه مرتاضی نیز نکته قابل‌توجهی در کنار این ترکیب است، زیرا بسیاری از هم‌نسلان او این روزها پیشنهادی ندارند و در بیکاری به‌سرمی‌برند.‌ جدای از درنظرگرفتن تنوع نسلی در بازیگران، گزینش هنرپیشگان و این‌که هرکدام از پس نقش‌شان برآمده‌اند یا خیر،‌ جای بحث دارد. انتخاب فریبا کوثری در نقشی که از او می‌بینیم به دور از خلاقیت است، چون تا پیش از این بارها کوثری را در چنین نقش‌‌هایی دیدیم و بازی این بازیگر نیز در پرگار ارزش‌افزوده‌ای برای نقش نداشته‌است. در مقابل او مرجانه گلچین پس از سال‌ها دوباره در یک نقش جدی دیده می‌شود و برخلاف تصوری کمدی که از بازی او در این سال‌ها شکل‌گرفته،‌ خوب توانسته‌است از پس باورپذیر کردن نقش برآید.

فاطمه عودباشی – رسانه / روزنامه جام جم



Source link

دسته‌ها
متفرقه

کودکان کادر!

معمولا در هر دوره‌ای تعدادی کودک و نوجوان علاقه‌مند و مستعد وارد عرصه بازیگری می‌شوند و بعد از این‌که طعم شیرین شهرت و محبوبیت را چشیدند و مسیر زندگی‌شان به کلی تغییر کرد، درگیر سرنوشت‌های مختلفی می‌شوند.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

سریال دزدان بیت‌المال را بسازیم



بهزاد فراهانی متولد سال 1323 تحصیل کرده تئاتر در فرانسه است. کار خود را از سال 1350 در سینما آغاز کرد و سال 1365 اولین سریال تلویزیونی اش با نام گرگ‌ها به کارگردانی داود میرباقری روی آنتن تلویزیون رفت و با بازی در نقش معاویه در سریال امام علی (ع) به اوج قله شهرت رسید.

این روزها سریال دلدار با بازی او از شبکه آی فیلم پخش می‌شود و به بهانه پخش بازی‌اش در این سریال با او به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

 

فراهانی در این مصاحبه خبر از کتابی داد که خاطراتش را نوشته و به‌زودی چاپ می‌شود. از ناگفته‌هایش از سریال‌های امام علی (ع)، رعنا، کت جادویی و رادیو گفت که حتما خواندنش برای مخاطبان جالب خواهد بود. همچنین از وضعیت دستمزدهای بالای برخی هنرمندان، وضعیت معیشتی مردم و … گفته است.
 این روزها سریال دلدار با بازی شما از شبکه آی فیلم پخش می‌شود. در زمان پخش این سریال در نشست خبری، انتقاد به دستمزد بالای برخی هنرمندان داشتید، در حالی که وضعیت معیشت مردم خیلی خوب نیست و حتی اشاره به نوید محمدزاده کرده بودید. هنوز هم چنین نظری دارید؟

مقصر دستمزدهای بالا، هنرمندان نیستند؛ ضمن این‌که من در این نشست حرف دیگری زده بودم و متاسفانه یکی از خبرنگاران که امیدوارم هرگز او را نبینم، جمله‌ام را به اشتباه منعکس کرد. در آن نشست درباره مدیریت کلان سینما و تئاتر گفته بودم که اشتباهات‌شان منجر به شکاف طبقاتی شده بود.

 هنوز هم اعتقاد دارم عده‌ای دستمزد کلان می‌گیرند و بعضی دیگر بسیار نازل. نگاه به آخرین دستمزد رفیق بزرگ و اسطوره خوب بازیگری‌مان زنده‌یاد جمشید مشایخی، آدم را خجالت‌زده می‌کند؛ آن هم در زمانی که برخی هنرمندان دستمزدهای کلان می‌گرفتند. این موضوع ارتباطی به بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده ندارد، بلکه مربوط به مدیریت هنری در این مملکت است.  

عدم درک آقایان از هنر  و عدم درک از تفاوت‌های هنرمند و دیگر اقشار جامعه باعث چنین موضوعی شده است. به یاد دارم زمانی وزیر فرهنگ و ارشاد در مصاحبه‌ای هنر را با ماکارونی مثال زده و گفته بود همان‌طور که ماکارونی انواع متفاوت دارد، هنر هم جنس‌های متفاوت دارد.  واقعا چنین تشبیهی، خجالت‌آور است. به همین دلیل می‌گویم مقصر مدیریت کلان هنر است. ببینید چه بلایی بر سر هنر آوردند؛ هنری که قرار بود در خدمت مردم باشد، اما تبدیل به چیزی شده که در سینما و تئاتر می‌بینید. به هر حال قشنگ نیست. اما درباره آقای نوید محمدزاده باید بگویم که او یکی از خادمان تئاتر و مرد یاریگری است.

 در صحبت‌هایی که پیش از این داشتید خیلی روی هنر مردمی، مانور می‌دادید. منظورتان از هنر مردمی چیست؟

هنر مردمی یعنی هنری که پیگیر و پی‌جوی خواست‌های تاریخی مردم است.

و الان این‌طور نیست؟

معلوم است که نیست. خوب نگاه کنید زحمتکش‌ترین لایه‌های اجتماعی در مملکت ما کارگران هستند. کجای هنر ما به زندگی، معیشت، فرهنگ، آموزش و بهداشت این جماعت یا رعایا، کشاورزان و … پرداخت کرده است. کجای ادبیات تلویزیون این روزها به زندگی کشاورزان به معنای واقعی می‌پردازد! مشخص است این هنر دربست در اختیار سرمایه‌داری است، حتی تبلیغاتی که الان انجام می شود، از ذهنیت ما خارج است. فکر نمی‌کنم در بهشت هم چنین وضعیتی وجود داشته باشد!

 منظورتان تبلیغات تلویزیون است یا بیلبوردهای شهری؟

هر دوی این موارد. واقعیت این است که هنر از دیدگاه آقایان، پدیده‌ای است در خدمت رشد سرمایه، تجارت، کسب و کار.

در صحبت‌های خود تاکید کرده‌اید به سریال های مردمی. مختصات سریالی مردمی باید چگونه باشد؟

من چنین بایدی را در خودم سراغ ندارم. تئوریسین مسائل هنری هم نیستم. بازیگر هستم و فقط مسؤولیت انجمن بازیگران خانه تئاتر را به عهده دارم. ادعا نمی‌کنم من می‌دانم و دیگران نمی‌دانند، ولی من می‌دانم که دیگرانی که می‌گمارند، نمی‌دانند. اما مختصات سریال تلویزیونی که مدافع مردم باشد، جایش در گذشته زیاد خالی نبوده یا در سینما هم خالی نبوده است. سریال هزاردستان کار زنده‌یاد علی حاتمی نمونه خوبی است که می‌شود مثال زد، یا فیلم نیاز اثر داودنژاد. آقایان راه خوبی پیدا کرده‌اند و می‌گویند هنر دربست در اختیار یک طبقه قرار نمی‌گیرد. من هم اعتقاد دارم هنر همه طبقات را پوشش می‌دهد.

پس لطف کنید از زندگی دزدانی که سرمایه مملکت و بیت‌المال را جمع کردند و بردند، سریالی بسازید. این شعار را قبول دارم که هنر برای همه اقشار تعمیم پذیر باشد، اما باید سمت‌گیری مردمی داشته باشد و به خواست‌های تاریخی مردم توجه کند.

شما از سریال هزاردستان به عنوان یک نمونه خوب سریال مردمی یاد کرده‌اید، آیا در سال‌های اخیر هم می‌توانید نمونه‌ای مثال بزنید.‌

گرچه کم و کاستی‌هایی داریم، اما کارهای خوب زیاد دیده‌ام؛ سریال امام علی(ع)،کارهایی که برادران نعمت ا… انجام دادند و من هم در آثارشان حضور داشتم. سریال و فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی تولید کردند هم از آثار خوب، سالم و مردم‌پسند است. در کارهای این دو برادر زندگی زحمتکشان جامعه را دیده‌ایم و … در حالی که شجاعت نقد دولت را نداریم، اما از اندک فرصت‌های‌مان استفاده کنیم.

شما که تا این میزان دغدغه‌مند هستید چرا خودتان سریالی نمی‌سازید؟ البته به یاد دارم چند سال پیش سریالی را نصف و نیمه ساختید.

مگر در تلویزیون جایگاهی برای ما وجود دارد. مافیا فرصت کار کردن نمی‌دهد.اگر در تلویزیون مافیا وجود دارد، پس چطور شما می‌توانید در سریال‌های تلویزیون بازی کنید؟ در سال‌های اخیر مجموعه هایی مانند دلدار، سایه‌بان، مدینه و … از شما پخش شده است.

من کارمند تلویزیون هستم. دانشکده صدا و سیما کار کرده‌ام. هنرمند درجه اول تلویزیون هستم و سال‌های عمرم را در رادیو گذاشتم. چرا نمی‌توانم کار کنم؟ این سوال را از تلویزیون بپرسید. اگر نگاه به20 سال تلویزیون داشته باشید، متوجه می‌شوید تئاتری پخش نشده است. آیا ما کشور عقب‌مانده‌ای هستیم؟ آیا تئاتر نداریم؟ جواب این سوالات منفی است. پس چرا تلویزیون پخش نمی‌کند؟ بارها در این باره حرف زدیم و خب تکراری است حرف‌ها.

شما نقش‌های درخشان در کارنامه‌تان کم نداشتید. آیا قوتی که در نسل شماست، در نسل های جوان هم می‌بینید؟

این موضوع را در ذهن‌تان داشته باشید. هیچ آرتیستی در تاریخ بشری نبوده که برود و  کسی جای او نیاید که بهتر از او نباشد. یعنی اگر روزی در جهان شخصیت بزرگی همچون هاری بور رفت، جای او براندو آمد. اگر براندو رفت، داستین هافمن آمد. این طور نیست که جایی خالی بماند.  هر ملتی زایش استعدادهای بهتر را دارد. ضمن این که نسل جوان پوینده‌تر از نسل پیر است. در هر کشوری همین طور است. اگر در فرانسه هنرمندی همچون ژان گابن می‌رود، آلن دلون می‌آید، بنابراین هیچ کشوری خالی نمی‌ماند.

در میان نقش هایی که تا به امروز بازی کرده‌اید، آیا جای نقشی در کارنامه‌تان خالی است که برای ایفای آن وسوسه شده باشید؟

من هیچ وقت حسرت چیزی که به دست نیامده را نخوردم. حسرتی هم در دلم باشد، دموکراسی و عدالت اجتماعی است. اگر باشد همه چیز در جای خودش خواهد بود.

از این به بعد چطور؟

اگر روزی پیشنهاد شود، دوست دارم نقش آستروف، دایی وانیا چخوف را بازی کنم. اگر این نقش را بازی کنم به یکی از آرزوهایم رسیده‌ام، اما الان حسرت نمی‌خورم که نرسیدم. شاید شرایط چنین کاری پیش نیامده است. یا دوست دارم نقش سرهنگ خسرو روزبه را بازی کنم.

شما در مصاحبه‌هایتان چندین بار به صحبت امام خمینی (ره) اشاره کردید که تلویزیون باید دانشگاه باشد. از دیدگاه شما رسانه ملی چطور باید دانشگاه باشد؟

این حرف تازه ای نیست. دانشگاه بودن یعنی این که به فکر مردم باشیم. یعنی وقتی خانواده‌ها فقیر هستند، سفره‌هایشان خالی است و معیشت‌شان تلخ. تلویزیون باید نشان بدهد، نه این که همه تبلیغات بزرگ و کوچک خوردنی‌ها (ماست، شیر، ماکارونی و…) را نشان بدهد. وقتی سفره‌های خالی نشان داده شود، آن وقت دانشگاه می‌شود. دانشگاه یعنی یاد دادن به مردم.

در سال‌های اخیر شما بیشتر نقش پدرهای مهربان و دانای کل را بازی می‌کنید. آیا نقش‌های متفاوت برایتان نوشته نمی‌شود؟

اگر نوشته شود سعی می کنم خوب بازی کنم و اگر هم نقش خوبی نوشته نشود، خب بازی نمی‌کنم.

 الان شرایط چطور است؟

از فاصله آخرین کارم تا امروز یک سال و نیم می‌گذرد.

شنیده‌ایم مشغول نگارش کتابی هم هستید. درباره‌اش می گویید؟

من کتابی نوشته‌ام که شامل 54 قصه کوتاه‌است که شامل تمام خاطرات خوب گذشته‌ام است. به زودی این کتاب با نام پنجاه و پنج قصه، نوشته بهزاد فراهانی چاپ می‌شود.

سر ضبط سریال رعنا بودم. در آن زمان پژوی 304 داشتم. یک روز قبل از رفتن به محل ضبط در خیابان اصلی بودم که بانویی از خیابان فرعی به خودروی من زد. از آنجا که برف بود و خیابان‌ها لیز، ماشین او خیلی لطمه خورد، اما پژوی من آسیب کمتری خورد. بعد از چند دقیقه که آن بانو من را شناخت، خطاب به من گفت: خوبه دیگه بنزتان را خانه می‌گذارید و سوار لکنته می‌شوید تا پدر ماشین بقیه را در بیاورید! من هم از آن خانم عذرخواهی کردم.

قبل از انقلاب من در رادیو هم فعالیت می‌کردم. روزی از میدان ژاله سوار ماشین شدم تا به میدان ارک بروم و در یک نمایش رادیویی بازی کنم. بانویی صندلی جلوی ماشین نشسته بود و با راننده صحبت می‌کرد. از سوی دیگر رادیوی ماشین روشن بود و از قضا نمایش من هم پخش می‌شد که نقش شیطان را بازی می‌کردم که اتفاقا نقش خاصی هم بود. همین خانم خطاب به راننده گفت: این آقایی که این نقش را بازی می‌کند، پسر عموی من است و هر شب دور هم جمع می‌شویم و کلی خوش می‌گذرانیم… من چیزی به او نگفتم، اما وقتی پیاده می‌شدم برگشتم به آن خانم گفتم: من بهزاد فراهانی هستم و شما را نمی‌شناسم و به سمت رادیو رفتم.

در یکی از صحنه‌های سریال امام علی (ع) که قرار بود نقش آقای فتحی گرفته شود، نیاز به صد طبل بود، اما سازنده دکور به خاطر کار فراوان نمی‌توانست از پس ماجرا بر بیاید. برای همین من پیشقدم شدم و گفتم این کار را انجام می‌دهم. همان زمان به مامور خرید گفتم که به چند شهر اطراف بندرعباس برود و پوط‌های حلبی را از مغازه‌ها بخرند.

همچنین خواستم پتو هم به میزان لازم داشته باشیم. با این پوط‌ها، طبل‌ها را درست کردیم و روی آن را با پتو و طناب های خرما مزین کردیم. صبح فردای آن روز همه طبل‌ها آماده شد و هیچ‌کس باور نمی‌کرد یک شبه صد طبل آماده شود.

زمانی که بهزاد فراهانی سریال کت جادویی را با رامبد جوان بازی می‌کرد، او بسیار جوان بود و کم‌تجربه. این هنرمند در پاسخ به این پرسش که رابطه‌تان در آن زمان با جوان چطور بود، توضیح می‌دهد: راستش چیز خاصی یادم نمی‌آید، اما بیشتر در آن کار با هم رفیق شدیم.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا هنوز رفاقت تان پابرجاست، می‌گوید: وقتی دوستان در تلویزیون صاحب جایگاه می‌شوند، نمی‌توانند با ما رفاقت کنند. آن هم با نگاهی که ما داریم (با خنده)

سر ضبط سریال قائم مقام بودیم و من نقش همین شخصیت را بازی می‌کردم. در آن زمان گروه، راننده‌ای داشت که جوان بود و اهل ورزش. ادعای قلدری هم می‌کرد. در یکی از صحنه‌ها او باید انگشت قائم مقام را زمانی که در حوض دست و پا می‌زد، می‌گرفت. او به حدی در این نقش فرو رفته‌بود که بی نهایت انگشتم را محکم گرفته‌بود و من هر کاری می‌کردم، نمی‌توانستم انگشتم را از دستش بیرون بکشم. از طرفی نمی‌شد صحنه را کات کرد. سرتان را درد نیاورم، بالاخره این انگشت را نجات دادم، اما انگشتم در رفت!



Source link

دسته‌ها
متفرقه

همـیشه با هم

طناز و بی‌حاشیه
ایمان صفایی و سروش صحت

آثار مشترك: سریال‌های لیسانسه‌ها، فوق‌لیسانسه‌ها، چك برگشتی، ساختمان پزشكان، بزنگاه، شمعدونی، پژمان و فیلم سینمایی جهان با من برقص از كجا به كجا: این زوج نویسنده و كارگردان به عنوان افراد بی‌حاشیه شهره هستند، به ویژه ایمان صفایی كه تا به امروز مصاحبه‌ای هم نكرده و هیچ خبرنگاری تا به حال نتوانسته او را راضی به گفت‌و‌گو كند، حتی می‌شود گفت او جزو هنرمندان بی‌سر و زبان است و ترجیح می‌دهد به‌واسطه نوشته‌هایش حرف‌هایش را بزند. همچنین هیچ عکسی از این نویسنده موجود نیست، اما سروش صحت بر‌خلاف صفایی اهل مصاحبه است، حتی گاهی مجری برنامه‌هایی همچون كتاب‌باز هم بوده و اتفاقا خیلی خوب هم می‌تواند اجرا كند، اما در مجموع این زوج با این‌كه در كارهای طنز موفق هستند، اما اهل بگو و مگو نیستند.

از دیگر ویژگی‌های این زوج بهره بردن از طنز صحیح در کارهایشان است. آنها هرگز به سمت هجو نرفته‌اند و همین منجر به استقبال مخاطبان شده است. همچنین آنها سبک خاصی از طنز را در تلویزیون رواج دادند که الگوی دیگر نویسندگان بوده است.

پر‌مخاطب‌ترین‌های تلویزیون
سیروس مقدم و محسن تنابنده

آثار مشترك: پیامك از دیار باقی، چار‌دیواری، پایتخت، چك برگشتی و علی‌البدل
از كجا به كجا: همكاری مقدم و تنابنده در قالب كارگردان و نویسنده از سریال تلویزیونی پیامك از دیار باقی شروع شد كه بستر طنز داشت و نوروز 87 از شبكه یك پخش شد. آنها دو سال با هم چار‌دیواری را كار كردند، اما اوج محبوبیت این زوج كه آثارشان هم بسیار پر مخاطب بوده، با سریال پایتخت ادامه پیدا كرد؛ حتی ساخت فصل‌های بعدی این سریال نشان داد این زوج بی‌آن‌كه به مشكلی بر بخورند، همكاری‌شان موفقیت‌آمیز بوده و به قول معروف هر دو رگ خواب مخاطب را به دست آوردند. البته تنابنده گاهی هم به غیر از نویسندگی، بازیگر سریال‌های مقدم هم بوده است.

 معروف‌ترین آثار این زوج که با اقبال عمومی روبه‌رو‌شده است، سریال طنز پایتخت و علی‌البدل است. شاید یکی از دلایل موفقیت آنها بهره بردن از لوکیشن‌هایی به‌غیر از تهران بوده و همین منجر به فراگیرتر شدن این‌سریال‌ها شده است.

ادبیاتی‌های تلویزیون
سهیل محمودی و ساعد باقری

آثار مشترك: ضیافت و در انتهای شب

از كجا به كجا: همكاری این دو شاعر و مجری رادیو و تلویزیون از برنامه ادبی در انتهای شب آغاز شد كه سهیل محمودی نویسندگی این برنامه را در كنار ساعد باقری داشت. همچنین اجرای مشترك برنامه ماه رمضان ضیافت را با هم داشتند. هر دو سبك كلاسیك در كار دارند و هنگام شعر خواندن از روحیه لطیفی برخوردار هستند و اجرای آرام و بدون حاشیه داشتند، بی‌آن‌كه در حرف همدیگر بپرند. همین باعث شده تا برنامه‌های این زوج، مخاطبی باشد كه اهل شعر و شاعری است.

متفاوت‌های آرام
حمید نعمت‌ا…  و هادی مقدم‌دوست

آثار مشترك: سریال‌های وضعیت سفید و سرباز، فیلم‌های سینمایی بی‌پولی، آرایش غلیظ، شعله‌ور و سر‌به مهر

از كجا به كجا: همكاری این دو در فیلم سینمایی بی‌پولی كلید خورد. در آنجا نعمت‌ا… كارگردان بود و كنار مقدم‌دوست نویسندگی را هم به‌‌عهده داشت. پس از این موفقیت كه نظر بسیاری از منتقدان را جلب كرد، همكاری‌شان به این ترتیب در تلویزیون با سریال خوش‌ساخت وضعیت سفید و چند فیلم سینمایی دیگر ادامه پیدا كرد. این زوج با جنس آثار متفاوتشان، همانقدر كه منتقد دارند، طرفدارانی هم با خود همراه كرده‌اند.

در مورد همكای اخیرشان، سریال سرباز اما تعداد مخالفان بیشتر است و می‌توان این سریال را ضعیف‌ترین كار كارنامه این دو دانست که از ماه رمضان روی آنتن رفته است و همچنان پخش آن ادامه دارد. در نتایج نظرسنجی‌های سازمان صداوسیما نیز آخرین اثر این دو هنرمند در رتبه سوم قرار گرفت که با توجه به موفقیت آثار قبلی آنان، پیش از پخش چنین تصوری وجود نداشت.

شروع تلویزیونی
پژمان جمشیدی و سام درخشانی

آثار مشترک: سریال پژمان، فیلم‌های سینمایی خوب بد جلف، تگزاس، تگزاس2، خوب بد جلف2 و ارتش‌سری

از کجا به کجا: این زوج هنری در تلویزیون کشف شدند. جمشیدی، فوتبالیست بود و با سریال پژمان دیده شد. سام درخشانی هم که پیش از این سابقه چندانی در ایفای نقش‌های کمدی نداشت، کنار جمشیدی توانست این بخش از توانایی خود را نشان دهد و تیم خوبی را با یکدیگر تشکیل دهند که در چندین فیلم سینمایی از آنها در همین شمایل پت‌و‌مت‌گونه‌ای که برای ارائه کمدی خود درنظرگرفته‌بودند، استفاده شود. حضور این دو کنار یکدیگر با وجود تکراری بودن نسبی شخصیت‌هایی که ایفا می‌کنند همچنان برای مخاطبان تازگی دارد؛‌ باید دید این مسیر تا کی می‌تواند به این شکل ادامه داشته‌باشد.

این دو بازیگر در آثار غیرمشترکشان نیز در ژانرهای گوناگون توانسته‌اند نظر منتقدان و مخاطبان را جلب کنند. نمونه‌اش سریال رمضانی «زیرخاکی» است که با بازی جمشیدی روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

رفقای خوب
ایرج طهماسب و حمید جبلی

آثار مشترک: مجموعه‌های محله‌بروبیا، صندوق‌پست، کلاه‌قرمزی، فیلم‌های سینمایی کلاه‌قرمزی و پسرخاله، یکی بود یکی نبود، دختر شیرینی‌فروش، کلاه‌قرمزی‌و‌سروناز، زیردرخت‌هلو، رفیق‌بد، کلاه‌قرمزی‌وبچه‌ننه

از کجا به کجا؟ محله بروبیا و برنامه‌های کودک تلویزیون این دو را به مخاطبان معرفی کرد، اما کارهایشان به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان کنار یکدیگر در سینما رونق گرفت و با فیلم کلاه‌قرمزی‌وپسرخاله به‌عنوان زوج هنری جاافتادند و در این سال‌ها همکاری‌های موفقی چه در زمینه آثار کودک و چه فیلم‌های سینمایی برای مخاطب بزرگسال داشتند و از آن زوج‌هایی هستند که با وجود گذشتن سال‌ها از همکاریشان هنوز حرف تازه برای گفتن دارند.

جدی‌های خنده‌دار
مهران مدیری و سیامک انصاری

آثار مشترک: شب‌های برره، باغ مظفر، ویلای من‌، قهوه تلخ، پاورچین، نقطه چین، جایزه بزرگ و در حاشیه

ازکجا به کجا؟ مجموعه پاورچین را می‌توان اولین حضور این دو بازیگر در یک قاب عنوان کرد، اتفاقی که اوایل دهه 80 افتاد و بعد از آن می‌شود گفت در شب‌های برره این تقابل بیشتر از همیشه خودش را نشان داد. نکته‌ای که در مورد این دو بازیگر وجود دارد، جدیت ویژه‌ای است که هر دو در بازی‌هایشان آن را به شکلی حفظ کرده‌اند اما در گیر و دار همین جدیت به‌واسطه دیالوگ‌ها و گاهی موقعیت‌هایی که از قبل برای آن دو طراحی شده، طنز ظریفی در تعاملی که با هم دارند شکل می‌گیرد. شیوه‌ای که گویا آن قدر جواب داده است که سریال‌های مختلفی بر‌مبنای آن ساخته و باعث شده تا ما این دو هنرمند را بارها و بارها کنار هم ببینیم.

 حضور سیامک انصاری در فصل‌های اول دورهمی هم یکی دیگر از موارد اخیر این ماجراست که باز هم همراهی این زوج هنری را در قالب تازه‌تری به تصویر کشید. البته در کنار این همراهی‌ها گاهی مشکلات و اختلافاتی هم به‌وجود می آید مثل جنجالی که درباره حاضر نشدن سیامک انصاری در سریال هیولا پیش آمد و حرف و حدیث‌هایی را درباره این دو بازیگر ایجاد کرد.

جدایی از برنامه
نیما کرمی و علی نیکزاد

آثار مشترک: برنامه صبحی دیگر
از کجا به کجا: نیما کرمی و علی نیکزاد از همان روزهای شکل‌گیری برنامه «صبحی دیگر» شبکه آموزش با هم همکار شدند.

برنامه‌ای که در طول این سال‌ها به یکی از برنامه‌های صبحگاهی پرمخاطب تبدیل شد. اما سال گذشته به دلیل شرایط شغلی و این‌که علی نیکزاد نمی‌توانست در زمان‌بندی با برنامه به توافق برسد، از این گروه جدا شد و سهیل محزون جایگزین وی گردید. نیکزاد و کرمی در طول این 9 سال مکمل خوبی برای یکدیگر بودند و به همین دلیل پس از جدا شدن نیکزاد از برنامه «صبحی دیگر» مخاطبان بسیاری را از دست داد. محزون و کرمی در این یک‌سال‌واندی هنوز نتوانسته‌اند موفقیت گذشته را در اجرا تکرار کنند.

دوقلوهای فضایی
محمد فواد صفاریان پور و سیاوش صفاریان پور

آثار مشترک: آسمان شب، چرخ، تیک تاک، جویندگان کسوف، ارتباط ایرانی، مردم ایران سلام، دایره، کندو، مدار بسته، روزی روزگاری و….
از کجا به کجا: این دو برادر که با آسمان شب به شهرت رسیدند، در ادامه حضورشان در صدا و سیما برنامه‌های مختلفی که به آنها اشاره کردیم را روی آنتن بردند. در کنار رابطه برادری این دو مجری و تهیه‌کننده، نگاه مشترکی که بین سیاوش و محمدفواد وجود دارد، باعث شده این دوقلوها بتوانند برنامه‌های جالب توجهی را شکل دهند که اغلب آنها مثل چرخ که سال گذشته روی آنتن رفت، قالب تازه‌ای داشتند.

یک دنیا خاطره
بیژن بیرنگ و مسعود رسام

آثار مشترک: علی و غول جنگل، همسران، خانه سبز، چاق و لاغر، این خانه دور است، سیندرلا و….

از کجا به کجا: داستان کارگردانی مشترک بیژن بیرنگ و مسعود رسام به دهه 60 برمی گردد. دو چهره‌ای که گاهی با هم می‌نوشتند و حتی تهیه می‌کردند. شازده کوچولو، اولین همکاری این دو زوج هنری معروف و قدیمی به حساب می‌آید و در ادامه هم برنامه‌های دیگری مثل محله بر و بیا و‌هاچین و واچین شکل گرفتند. این دو هنرمند که از جوانی یکدیگر را می‌شناختند، در سریال «همسران» اولین تجربه مشترکشان را در این فضا رقم زدند، مجموعه‌ای که زمینه شکل‌گیری ادامه این همکاری را در سریال خانه سبز فراهم کرد و می‌شود گفت باعث خلق یکی از ماندگارترین آثار تلویزیونی شد که هنوز که هنوز است، خیلی از ما آن را به یاد داریم و همچنان به تماشایش می‌نشینیم. خلق سکانس‌های خلوت، ساده و عمیق با قصه‌هایی که به دور از زرق و برق رایج، عین زندگی بودند، از ویژگی این همراهی مشترک است. جریانی که بعد از سرزمین سبز و ساخت چند برنامه برای کودکان و نوجوانان کمرنگ تر شد و در نهایت با درگذشت مسعود رسام در سال 88 برای همیشه به پایان رسید.

مهمانی که مجری شد
داریوش فرضیایی و امیر‌محمد متقیان

آثار مشترک: عمو پورنگ، محله گل و بلبل، بالش‌ها و بچه‌محل
از کجا به کجا: ماه رمضان سال 1381 شخصیت عمو‌پورنگ متولد شد و همکاری‌اش با امیرمحمد که جوان‌ترین مجری برنامه‌های کودک است، شکل گرفت. ماجرا از این قرار است که متقیان به عنوان مهمان در برنامه کودک و نوجوان شبکه جام‌جم حضور یافته بود که با داریوش فرضیایی مجری برنامه آشنا شده و توانست به تلویزیون راه یابد. این دو در مجموعه‌های مختلفی با هم همکاری کردند؛ ضمن این‌که در اغلب برنامه‌های خارج از سازمان هم همکاری‌های بسیاری روی استیج داشتند. امیرمحمد در ابتدای همکاری اش با فرضیایی کودک 7- 6 ساله‌ای بود که در طول این سال‌ها در کار عموپورنگ بزرگ شد و رشد کرد و هنوز هم در همه کارها در کنار هم حضور دارند و فعالیت می‌کنند.

سریال‌سازهای معروف
ایرج محمدی و مهران مهام

آثار مشترک: طلسم‌شدگان، ترش و شیرین، دردسرهای عظیم، خوش‌نشین‌ها، ترانه مادری، متهم گریخت، نقطه سرخط، نرگس، کارآگاهان، روزهای بد به در، دلنوازان، کتابفروشی هدهد و….

از کجا به به کجا: ایرج محمدی و مهران مهام، دو تهیه کننده‌ای هستند که از اواخر دهه 70 در سریال خانه پدری با هم همراه شدند و در ادامه خیلی از سریال‌های معروف تلویزیون به‌خصوص در فضای خانوادگی و اجتماعی را به خود اختصاص دادند تا جایی که تا مدت‌ها اسم این دو تهیه‌کننده را همیشه با هم می‌دیدیم. مجموعه نرگس و دلنوازان از معروف‌ترین کارهایی هستند که این دو تهیه کننده در کارنامه شان دارند. همکاری با رضا عطاران هم اتفاق دیگری است که در مجموعه آثار آنها به چشم می‌خورد.

با وجود همه این خاطرات دور و نزدیکی که مهام و محمدی با هم به جا گذاشتند، اما این همکاری‌ها چند سال پیش رسما به پایان رسید، اتفاقی که مهام درباره‌اش گفت: من و آقای محمدی سال‌ها با یکدیگر همکاری می‌کردیم و مجموعه‌هایی را هم ساختیم که بسیار پرمخاطب بودند، اما حق و حقوقی که برای ما به عنوان دو تهیه‌کننده در نظر گرفته می‌شد گاهی کمتر از یک تهیه‌کننده بود که به تنهایی سریالی را می‌سازد؛ بنابراین تصمیم گرفتیم کاملا به طور مستقل تهیه سریال‌ها را به عهده بگیریم.

زوج وفادار
زنده‌یاد مجید اوجی و فلورا سام

آثار مشترك: مهر و ماه، روزهای زندگی، همسایه‌ها، مشق عشق، شبی از شب‌ها، نشانی، ماه عسل، راز و نیاز، توطئه فامیلی، راز پنهان، بی‌قرار 1 و2، باغ سرهنگ، ما فرشته نیستیم، قرارمون پاك شهر و مرضیه.

از كجا به كجا: این زوج در عالم واقعیت هم همسر یكدیگر و در دهه 60 با هم ازدواج كرده بودند. آنها بسیار آرام و بی‌حاشیه كارشان را انجام می‌دادند. در ابتدای فعالیت‌شان در دنیای هنر، گاهی پیش می‌آمد با هم كار مشترك داشته باشند، اما از سریال روزهای زندگی كه سال 77 پخش شد به بعد تمام آثارشان با یكدیگر مشترك بود. البته زنده‌یاد اوجی كه سال گذشته در اثر سرطان فوت شد، همیشه در كسوت تهیه‌كننده بود و فلورا سام در حرفه نویسندگی، بازیگری و كارگردانی فعال بوده است.

لورل و‌هاردی وطنی
هومن برق‌نورد و بهنام تشکر

آثار مشترک: دزدوپلیس، ساختمان‌پزشکان، دودکش، پادری و فیلم‌سینمایی‌زندانی‌ها

از کجا به کجا: سال 1390 تشکر با حضور در مجموعه «ساختمان پزشکان» توانست مورد توجه قرار بگیرد و همکاری با برق‌نورد را نیز تجربه کند که می‌توان موفق‌ترین سریال مشترک این دو دانست که به دلیل بده‌بستان‌ها و پاس‌کاری‌های خوبی که در این سریال داشتند، همکاری‌شان ادامه پیدا کرد و در چند سریال دیگر نیز همبازی شدند. تشکر در یکی از گفت‌وگوهایش در این‌باره عنوان کرده‌بود: «در اکثر سکانس‌هایی که با هومن برق‌نورد در سریال‌های دزدوپلیس و ساختمان‌پزشکان بازی داشتم، بار کمدی بیشتر بر دوش هومن برق‌نورد است. من در آن سکانس‌ها نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم و می‌خندیدم به‌طوری‌که گاهی اوقات ۱۵ برداشت انجام می‌شد تا یک سکانس را بگیریم». هر دو بازیگر در عین جدی بودن می‌توانند فضای کمدی ایجاد کنند. خیلی‌ها معتقدند زوج تشکر و برق‌نورد یادآور زوج لورل‌وهاردی است.
خاله رویا و عمو مهربان
آزیتا رضایی و مجتبی ظریفیان

آثار مشترک: با مابیا، موتور امداد، صبح به خیر بچه‌ها و یه لقمه خنده، آبرنگ، شكوفه‌های بهاری و رستوران كودكان

از کجا به کجا: دهه 80 این زوج در نمایشی با هم آشنا می‌شوند و از همان روز هم کار برای بچه‌ها را باهم ادامه می‌دهند. ظریفیان و رضایی زوجی هستند که علاوه بر زندگی در دنیای هنر و اجرا هم سال‌هاست با هم همراهند و برنامه‌های مختلفی را روی آنتن بردند. این همراهی همچنان ادامه دارد و هر سال با رنگ و شکل تازه‌ای به نام همان خاله رویا و عمو مهربان معروف میزبان بچه‌ها می‌شوند.

نوستالژی دهه 60
علیرضا خمسه و محسن یوسف‌بیک

آثار مشترک: هوشیار و بیدار
از کجا به کجا: یکی از موفق‌ترین برنامه‌های شبکه یک در دهه 60 مجموعه «هوشیار و بیدار» به کارگردانی محمد اوزی و صادق عبداللهی و با اجرای مهدی بهنام بود که در سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ در سه نوبت تولید و پخش شد که با ایام جنگ مقارن بود. محسن یوسف‌‌بیک در نقش «هوشیار» همراه با علیرضا خمسه در نقش «بیدار» اجرای مسابقه هوشیار و بیدار را برعهده داشتند که در زمان پخش خود، یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های ویژه کودکان و نوجوانان بود. یوسف‌بیک سال 1389 درگذشت. همچنان یکی از شاخص‌ترین کارهای این دو، مجموعه «هوشیار و بیدار» است.

رفیق گرمابه و گلستان
محمود شهریاری و جواد آتش‌افروز

آثار مشترک: بعد از خبر
از کجا به کجا: سال 1371 برنامه‌ای با عنوان «بعد از خبر» ساخته محمد اوزی و صادق عبداللهی پخش می‌شد که آتش‌افروز و شهریاری اجرای آن را برعهده داشتند. این برنامه آیتم‌های طنزی داشت که هنرمندانی چون بهروز مقدم، عباس محبی و امیر نیکیار در آن حضور داشتند. آیتمی هم به نام «ملات‌آباد» داشت که بی‌شباهت به مجموعه شب‌های برره نبود. البته این دو در رادیو نیز برنامه «سلام صبح بخیر» را در دهه 60 اجرا می‌کردند که جزو برنامه‌های موفق رادیو بود. آتش‌افروز و شهریاری سال‌ها به عنوان مجریان محبوب سیما فعالیت می‌کردند ولی مدت‌هاست که در هیچ برنامه‌ای حضور ندارند.

فیلمنامه به سبک جلالی و کاظمی‌پور
سعید جلالی و علیرضا کاظمی‌پور

آثار مشترک: آوای باران، دردسرهای عظیم، زمانه، خوش‌نشین‌ها، زن بابا، پنچری، دلنوازان و…

ازکجا به کجا: نویسندگی مشترک از آن مقوله‌هایی است که خیلی از کشورها برای ساخت مجموعه‌های مختلف از آن بهره می‌برند، در کشور ما هم مدتی است این ماجرا باب شده و در این میان سعید جلالی و علیرضا کاظمی از قدیمی‌های این فضا محسوب می‌شوند. با نگاهی به آثار آنها، می‌شود گفت مجموعه‌هایی با قصه‌های مختلف از طنز گرفته تا درام بین کارهای این دو نویسنده به چشم می‌خورد، اتفاقی که به واسطه تعامل مدام آنها در اغلب این کارها با بازخوردهای خوبی مواجه شده است.

نوشین مجلسی – فاطمه عودباشی – زینب علیپور – فاطمه شهدوست / رسانه / روزنامه جام جم



Source link

دسته‌ها
متفرقه

یك گلچین متفاوت

این سریال روایتگر قصه سه خانواده است كه روزگار سرگذشت آنها را به هم گره زده است. داستان سریال پرگار درباره خانواده‌ای است كه برای ادامه تحصیل دختر بزرگشان در مقطع دكتری راهی تهران می‌شوند، اما خواسته یا ناخواسته درگیر موضوعاتی می‌شوند كه دستمایه قصه‌های این سریال است.

 

این مجموعه تلویزیونی از امشب هر شب ساعت 22 و 15 دقیقه پخش می‌شود. پنجشنبه نیز خلاصه هفتگی این سریال روی آنتن می‌رود. پیش از این قرار بود مجموعه پرگار در اواخر بهمن پارسال پخش شود كه به دلیل برنامه‌های انتخاباتی شبكه یك، پخش آن به پس از ماه رمضان موكول شد.

 

مرجانه گلچین، فریبا كوثری، علی عمرانی، بهرنگ علوی، بابك كریمی، فریبا جدیكار، الهام طهموری، مریم سرمدی، سهیلا جوادی، تیما پوررحمانی، زهره نعیمی و… از جمله بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند. پرگار به تهیه‌كنندگی امیر پوررحمانی و كارگردانی شهرام شاه‌حسینی در ۲۹ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای در گروه فیلم و سریال شبكه یك تولید شده است. با تهیه‌كننده، كارگردان و همچنین بازیگران سریال از جمله مرجانه گلچین، الهام طهموری و تیما پوررحمانی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.
چهره متفاوتی خواهید دید

مرجانه گلچین از آن بازیگران است كه خودش را محدود به نقش‌های صرفا طنز یا جدی نكرده است. او ترجیح می‌دهد نقش‌هایی را بپذیرد كه هم برایش تازگی داشته باشد و هم به چالش دعوت كند. یكی از نقش‌های خاص او، ایفای شخصیت ملیحه در سریال نفس گرم به كارگردانی محمدمهدی عسگرپور بود. او در این سریال نقش یك خانم جلسه‌ای را بازی كرده بود كه تا به حال چنین نقشی در تلویزیون نداشتیم.

آخرین حضور گلچین در تلویزیون سریال زوج یا فرد بود كه سال 97 از شبكه سه پخش شد. او در این سریال نقش یك مادر متفاوت را بازی می‌كند كه بعد از بازگشت به ایران با ماجراهای متفاوتی دست و پنجه نرم می‌كند. وی درباره بازی در این سریال و ایفای نقشش می‌گوید: موضوع سریال، اجتماعی، خانوادگی و درام است و سه سال و اندی پیش بازی كرده‌ام. در این سریال نقش محبوبه را بازی می‌كنم و دلیل پذیرشم برای ایفای نقش، متفاوت بودن شخصیت بود.

وی ادامه می‌دهد: به‌ویژه این‌كه در سال‌های اخیر بیشتر كارهای كمدی داشتم، اما همیشه از نقش‌هایی كه حال و هوای جدی دارند، استقبال كرده‌ام. به نظرم مخاطبان در این سریال چهره متفاوتی از من خواهند دید. البته درباره جزئیات بیشتر از این نمی‌توانم صحبت كنم تا به تماشای سریال بنشینید.

گفت‌وگو با تیما پوررحمانی، ایفاگر نقش فرزانه
دختر مثبت خانواده

تیما پوررحمانی بیش از آن‌كه در دنیای تصویر فعال باشد، علاقه‌مند به تئاتر است. گرچه او از كودكی، بازیگری‌اش را شروع كرده است، اما بیشترین فعالیتش را به بازی در تئاتر و گویندگی و دوبله اختصاص داده است. وی درباره حضورش در این سریال می‌گوید: من بیشتر دوست دارم روی صحنه تئاتر باشم، زیرا تئاتر من را به چالش دعوت می‌كند، اما تصویر این ویژگی را ندارد. به همین دلیل بیشتر علاقه‌مند به تئاتر هستم تا بازی در تصویر. وی ادامه می‌دهد: در سریال پرگار نقش فرزانه، دختر خانواده را بازی می‌كنم كه با موقعیت‌هایی رو‌به‌رو می‌شود. همان‌طور كه به علاقه‌ام اشاره كردم، معتقدم تصویر محدودیت به همراه دارد و نمی‌گذارد اتفاق بزرگی رقم بخورد، اما تئاتر این‌طور نیست و بازیگر خیلی جای كار برای نقش دارد. در سریال پرگار، فرزانه دختر مثبت خانواده است كه یك جاهایی در ضمیر ناخودآگاهش دوست دارد به سمت خاكستری رفتن حركت كند، اما نوع تربیت خانوادگی‌اش مانع این موضوع می‌شود.

الهام طهموری از وارش تا پرگار
متفاوت با وارش

الهام طهموری، یكی از بازیگران این سریال را بسیاری از مخاطبان با نقش وارش به خاطر می‌آورند. او درباره نقشش در پرگار می‌گوید: در این سریال نقش فرشته را بازی كردم؛ نقشی كه به لحاظ سن و سال از خودم بزرگ‌تر است.  طهموری كه در وارش نیز نقشی بزرگ‌تر از سن خود را بازی كرده بود، درباره شباهت فرشته و وارش بیان می‌كند: فرشته هم از خودم بزرگ‌تر است، اما با نقش وارش تفاوت بسیاری دارد. البته باید مخاطبان به تماشا بنشیند، زیرا قضاوت به عهده آنهاست.

گوش شیطون كر!

مرجانه گلچین، در صفحه شخصی خود، از آغاز پخش سریال پرگار به كارگردانی شهرام شاه‌حسینی خبر داده است.

مرجانه گلچین، با انتشار ویدیویی در اینستاگرام خود آورده است: ایهالناس به هوش باشید. ایهالناس به گوش باشید! بالاخره طلسم شكست و بعد از نزدیك سه سال و نیم، گوش شیطون كر، چشم شیطون كور، سریال پرگار از سه‌شنبه، شش خرداد، ساعت 22 و 15 دقیقه، از شبكه یك سیما پخش میشه.

 امیدوارم كه بعد از این همه سال، پیش شما عزیزان سربلند باشیم. كار كردن با جناب آقای شهرام شاه‌حسینی، بسیار تجربه متفاوت، جدید و جالبی بود كه كارشان را از قدیم پیگیر بودم و دوست داشتم. چون بسیار جسورانه است و به‌روز. جوانند و پرانرژی و بسیار سختگیر. به‌راحتی اوكی رو نمیشه ازشون گرفت و همین باعث میشه كار خیلی رو نظم و قانون پیش بره. بازی را خیلی خوب می‌شناسند و در انتقال حس سكانس به عوامل علی‌الخصوص بازیگر در مقابل دوربین، بسیار كاربلد هستند. لذت بردم و خیلی تلاش كردم تا در جهت ایفای نقش به ایده‌آلی كه دوست داشتند و از من می‌خواستند نزدیك شوم. نقش بسیار جدی و متفاوتی را از من در این مجموعه خواهید دید. البته داستانی نو و نگاهی نو به مسائل جوانان و خانواده در این كار مطرح میشه كه به قلم جناب آقای احمد رفیع‌زاده عزیز، جان گرفته است. تهیه‌كننده محترم این كار جناب آقای پوررحمانی را از خیلی قبل، دوران نوجوانی می‌شناختم و در یكی از سریال‌ها همكاری مشترك داشتیم و باردیگر در حال و هوایی دیگر، باز هم این همكاری خوشبختانه تكرار شد. ان‌شاا… ببینید و راضی باشید.

امیر پوررحمانی از دغدغه‌هایش می‌گوید
تابلو نكرده‌ایم!

امیر پوررحمانی، تهیه‌كننده و طراح قصه سریال پرگار با اشاره به تولید این سریال می‌گوید: مجموعه‌هایی كه من تا به امروز تولید كرده‌ام با محوریت تعلیم و تربیت است و این سریال هم مستثنا از كارهای قبلی‌ام نیست، زیرا این موضوع دغدغه ذهنی من است و علاقه‌مندم در این حوزه كار كنم، اما این بار نوبت خانواده‌ها بود. بنابراین در سریال تلویزیونی پرگار به نقش خانواده و تاثیرگذاری آنها بر فرزندان پرداخته‌ایم. این‌كه خانواده تا چه میزان می‌تواند بر شخصیت فرزندان تاثیرگذار باشد. البته این امر متقابل است و مخاطبان با تماشای این سریال می‌توانند واكنش شخصیت‌ها را نسبت به یكدیگر در موقعیت‌های متفاوت ببینند.
این تهیه‌كننده در پاسخ به این سوال كه پیشتر مجموعه‌هایی با این محوریت داشته‌ایم، شما چه نگاه تازه‌ای به این امر دارید، عنوان می‌كند: بله، سریال‌هایی با موضوع تعلیم و تربیت فرزندان داشته‌ایم، اما نوع پرداخت به این مساله اهمیت زیادی دارد و از آنجا كه طراحی قصه به عهده خودم بود، سعی كرده‌ام نگاه جدیدی به این موضوع داشته باشم. تحقیقات گسترده‌ای هم انجام دادم تا به قول معروف تابلو به این موضوع نپردازیم. سریال پرگار به دور از شعارزدگی است و سعی داریم مخاطبان را با خودمان همراه كنیم.
وی می‌افزاید: فكر می‌كنم با توجه به حضور بازیگران خوب و حرفه‌ای و داستان خوبی كه دارد، بتواند در زمان پخش مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار بگیرد. معمولا مخاطبان با سریال‌های درام و خانوادگی بیشتر ارتباط برقرار می‌كنند و پرگار در قسمت‌های ابتدایی می‌تواند بینندگان را درگیر قصه ‌كند. در مجموع هدف رسانه ملی ساخت آثار نمایشی پرمخاطب است. پوررحمانی درباره انتخاب شاه‌حسینی برای كارگردانی سریال توضیح می‌دهد: آقای شاه‌حسینی كارنامه موفقی در ساخت سریال‌های تلویزیونی هشت و نیم دقیقه، تاوان و… را دارد. به نظرم كارگردان صاحب سبك و قابل قبولی است، ایشان از طرف سازمان صدا و سیما به من معرفی شد و بنده استقبال كردم. به نظرم سریال پرگار او نیز خوش‌ساخت و قابل دفاع است.
لوكیشن‌های این سریال به گفته تهیه‌كننده، تهران و قزوین است و قصه خانواده‌ها به نوعی به هم گره می‌خورد.

كریمی و نخستین نقش در تلویزیون

بابك كریمی، بازیگر نام‌آشنایی است، اما بسیار گزیده‌كار است و علاقه‌ ندارد تعداد بازی‌های كارنامه‌اش را زیاد كند، بلكه به كیفیت اهمیت می‌دهد. توجه به این مساله منجر به بازی در 17 فیلم سینمایی شده است. او تا به امروز نقشی در تلویزیون بازی نكرده بود و برای اولین بار است كه مخاطبان او را در یك سریال تلویزیونی می‌بینند.

به گفته تهیه‌كننده، كریمی بازیگر توانمندی است كه اولین بار هست در تلویزیون بازی می‌كند و به‌واسطه شناختی كه با آقای شاه‌حسینی كارگردان داشتند، پذیرفتند در سریال پرگار بازی كنند.

وی ادامه می‌دهد: او در سریال پرگار نقش پدری را بازی می‌كند كه به دنبال آرامش خانواده است و سعی می‌كند آرامش را در خانه حاكم كند. او به همراه مادر، همسرش فریبا و دخترانش زندگی می‌كند. نقش همسر او را فریبا جدی‌كار بازی می‌كند. مادر خانواده سنگ صبور خانواه است. نقش مادر بابك كریمی را فاطمه مرتاضی بازی می‌كند كه او مرید مادر است. نقش دخترهای خانواده هم تیما پوررحمانی و زهره نعیمی به عهده دارند.

شاه‌حسینی از پرگار می‌گوید
با سریال خانوادگی آمده‌ام

شهرام شاه‌حسینی در تلویزیون سریال‌هایی با مضامین اجتماعی ساخته كه آثارش هم اقبال مخاطبان را به همراه داشته كه در این باره می‌توان به سریال‌های تاوان، هشت و نیم دقیقه، پرستاران، همه چیز آنجاست و… اشاره كرد.

وی درباره كارگردانی این سریال می‌گوید: سریال پرگار، یك اثر خانوادگی است و شخصیت‌های قصه در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند و كنش و واكنش‌هایی دارند. مخاطب می‌تواند پیگیر این سریال باشد كه در ادامه ساخته‌های قبلی‌ام است. حال و هوا و فضای كار سریال پرگار روی مخاطب تاثیر می‌گذارد. همیشه تلاش می‌كنم تا كارهایم هركدام روح خاص خودشان را داشته باشند. باید بگویم كه پرگار یك سریال ملودرام خانوادگی است و می‌توان در یك جمله گفت كه هدفش، پرداخت به شاكله خانواده است.



Source link

دسته‌ها
متفرقه

خط قرمزها را رد نکردیم

همچنین گزارشگر سری هم به بیمارستان‌ها می‌زد و نظر پرسنل اعم از پزشكان و پرستاران و بیماران را درباره سریال پایتخت 6 می‌پرسید.

عده‌ای با شور و شعف درباره این سریال صحبت می‌كردند و تعدادی هم انتقاد داشتند. به همین دلیل سراغ سیروس مقدم، كارگردان و سكاندار این سریال رفتیم كه تا امروز شش فصل از این سریال را ساخته است و از او درباره حاشیه‌ها جویا شدیم؛ زیرا این فصل از سریال با حاشیه‌های زیادی در فضای مجازی رو‌به‌رو شد. صحبت‌های مقدم را در گفت‌و‌گوی ذیل می‌خوانید.

یکی از نقدهایی که به سازندگان سریال پایتخت وارد شده، این است که چرا این فصل از مجموعه پایان ندارد و چرا گروه سازنده با وجود این‌که اطلاع داشتند که سریال پایتخت، نوروز 99 پخش می‌شود؛ کار تولید را زودتر شروع نکرده‌اید؟

همان‌طور که می‌دانید ما سال گذشته در حال تولید و ساخت تله‌فیلم پایتخت به مناسبت روز پدر بودیم. همه چیز به خوبی پیش می‌رفت تا این‌که یکروز مانده به شروع فیلمبرداری، خشایار الوند فوت کرد و همه ما را در سوگی بزرگ فرود برد. خشایار یکی از ارکان اصلی پایتخت بود، 10 سال با تیم پایتخت زندگی کرده، رسانه تلویزیون را به خوبی می‌شناخت و به فضای پایتخت مسلط شده بود. مرحوم خشایار در کنار محسن تنابنده یک تیم هماهنگ و با‌تجربه شده بودند. بنابراین با فوت آن مرحوم،‌ تله‌فیلم پایتخت هم نیمه‌کاره رها شد و ساخته نشد. طبیعی است که گروه بازیگران، هر کدام به سر کار و زندگی خود بازگشتند، محسن تنابنده درگیر دو فیلم سینمایی و یک تئاتر شد، احمد مهرانفر همچنین و مهران احمدی، بهرام افشاری، ریما رامین‌فر، نسرین نصرتی، هومن حاجی‌عبداللهی و… بقیه نیز همین‌گونه.
شما بهتر می‌دانید که وقتی قرار شد پایتخت6 برای نوروز امسال ساخته شود، همه این اجزا مجددا بایستی که از تعهداتشان در پروژه‌های دیگر خلاص بشوند تا بتوانند در یک زمان و تاریخ معین بار دیگر دور هم جمع شوند. از طرف دیگر تفاوت زیادی است بین سریالی که از صفر و ابتدا به ساکن شکل می‌گیرد تا سریالی که پنج فصل آن پخش شده و کاراکترها و بازیگران ثابتی دارد. پایتخت بدون حضور حتی یکی از آنها امکان تولید ندارد. مثلا نمی‌شود بازیگر دیگری را به جای یکی از نقش‌ها (مثلا بهتاش، ارسطو، رحمت یا…) گذاشت و باید صبر می‌کردیم تا همه از تعهداتشان فارغ شوند.

با این توضیحات زمان می‌برد تا این اتفاق بیفتد، اما نکته مهم‌تر و اصلی‌تر این‌که حالا در نبود خشایار الوند خدا بیامرز، چه نویسنده‌ای باید در کنار تنابنده کار را ادامه دهد؟ این سخت‌ترین بخش کار بود. نویسندگان زیادی دعوت شدند، لطف کرده با تنابنده گپ و گفت کردند، زمان گذاشتند، ولی هیچ‌کدام خلأ مرحوم خشایار را پر نکردند. طبیعی است زمانی طول کشید تا آرش عباسی به پایتخت ملحق شده و با تنابنده هماهنگ شود. بارها، قسمت‌ اول پایتخت 6 نوشته شده و تنابنده راضی نبود و مجددا بازنویسی می‌شد. طبیعی هم بود. آرش تازه به پایتخت اضافه شده بود و طول می‌کشید تا با لحن،‌ زبان و خلق و خوی کاراکترها و فضای کلی پایتخت آشنا شود.

همه این مراحل تا آذرماه طول کشید و ما حدود 10 آذرماه فیلمبرداری را شروع کردیم، اما در قصه اصلی ما قرار بود بهتاش در ورزش فوتبال بدرخشد و در فینال به تهران آمده و جذب باشگاه‌های حرفه‌ای شود و در کنارش قصه‌های خانوادگی نقی و بقیه هم به تهران کشیده شود. طبیعی است که ما چون فیلمنامه‌هایمان طی مراحل ساخت، نوشته می‌شد، نمی‌توانستیم فینال را در ابتدا فیلمبرداری کنیم و از طرفی خبر نداشتیم که اسفندماه کل ایران درگیر ویروس منحوس کرونا شده و تمامی مسابقات ورزشی تعطیل می‌شود و ستاد مبارزه با کرونا، تجمعات را منع می‌کند و قرنطینه خانگی حاکم می‌شود. بنابراین اواخر اسفندماه که می‌خواستیم فینال پایتخت6 را فیلمبرداری کنیم، عملا دیگر امکانش وجود نداشت.

یکی از اتفاقات در فصل ششم سریال، بهره‌بردن از شوخی‌های سیاسی، اخلاقی و اجتماعی ‌است، اما بعضی‌ها معتقدند که تعدادی از شوخی‌ها در این فصل خوب است و سالم و بخشی خوب از کار درنیامده است. نظر شما چیست؟

اساسا وظیفه طنز این است که ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی، سیاسی و اخلاقی را با زبان و لحن شیرین نقد کند و به چالش بکشد و در نتیجه‌گیری هم امیدبخش و روشن باشد. در تمام دنیا، مباحث مشترکی برای طنازی و شوخی وجود دارد؛ مباحثی مثل سیاست، اقتصاد، اجتماع، اخلاق و… . این شوخی‌ها به وفور و به مراتب بیشتر را در فضای مجازی و در محاوره مردم دنیا شاهد هستیم. شوخی با رئیسان ‌جمهور، سیاسیون، ملکه الیزابت و… یا طنازی با گرانی، تورم، قیمت‌ها و… خیلی موارد دیگر.
در پایتخت 6 هم تلاش کردیم با حفظ خطوط قرمز سازمان (قانون، شرع و عرف) وارد فضاهای شیرین بشویم و با لحن تازه‌تر و نوتری، جنس متفاوتی از کمدی را تجربه کنیم. باید قبول کرد که پایتخت همواره ساختارشکنی کرده و حرف‌های تازه‌ای زده و به همین دلیل است که مردم اکثرا دوستش دارند و احساس می‌کنند که شوخی‌ها، کهنه، تکراری و از مد افتاده نیست. من همین‌جا از سیاسیون و بزرگانی که به خاطر علاقه قلبی‌مان به آنها و راحتی و احساس صمیمیتی که با آنها داریم، اجازه دادند، سعه صدر به خرج دادند و صبوری کردند تا این طنازی‌ها شکل بگیرد، تشکر می‌کنم.

برخی بازیگران سریال پایتخت6 در یک عمل غیر حرفه‌ای اقدام به انتشار بخش‌هایی از دیالوگ‌های ممیزی شده خود درفضای مجازی کرده‌اند. نظر شما در این‌باره چیست؟

در طول پخش سریال پایتخت اتفاقاتی افتاد که من لازم می‌دانم توضیحاتی بدهم. اولا فیلمنامه‌های پایتخت6، مثل بقیه پایتخت‌ها و سریال‌های دیگر تلویزیون تا مطالعه نشود، اصلاح نگردد و توسط مشاور و ناظر پروژه تایید نشود، اساسا اجازه فیلمبرداری ندارد. بنابراین این‌گونه نیست که فیلمنامه تصویب‌شده با فیلمنامه ساخته‌شده، زمین تا آسمان فرق می‌کند. البته گاهی مواقع سکانس‌ها یا دیالوگ‌هایی در حین اجرا دستخوش تغییرات می‌شود که این هم ذات هنر و خلاقیت و فکر جمعی در حین اجراست.

حالا ما در زمان ساخت و تصویب فیلمنامه مواردی را داشته‌ایم که به لحاظ سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اخلاقی و دینی، مشکلی نداشته است. اما در زمان پخش بنا به دلایل متعدد، همان مورد بی‌مساله، حساسیت‌برانگیز شده و طبیعی است که با کمک ناظران پخش و مشاور سازمان، بایستی اصلاح شود. به طور مثال ما در زمان ساخت با موردی شوخی کردیم که در فیلمنامه ما به بحث مهاجرت می‌پرداخت، بعدها در فضای مجازی کلیپی پخش شد که همین موضوع ایجاد مساله و بحران کرده بود، طبیعی است که ما در زمان پخش باید این شوخی‌مان را تلطیف یا حذف می‌کردیم که خدای نکرده حمل بر توهین به آن شخص یا حمایت یا تکذیب آن شخص نگردد. در صورتی که در زمان نگارش فیلمنامه، اصلا هنوز چنین اتفاقی در فضای مجازی نیفتاده بود.

بنابراین به اعتقاد بنده اگر حذف دیالوگ یا صحنه‌ای، منجر به تغییر ماهیت و محتوای آن سکانس بشود به منزله سانسور است و در غیر این صورت واقعا ملاحظات پخش و مراقبت از سریال است که مورد هجمه یا سوءبرداشت نشود و کل اثر را تحت‌الشعاع قرار ندهد. ما باید امانتدار خوبی باشیم. پایتخت یا هر سریال دیگری، به امانت دست ما سپرده شد و وظیفه ما و مدیران سازمان و عزیزان پخش، حفظ این امانتداری است.

به نظرتان پایتخت 6 نسبت به دیگر فصول آن چه تمایزی دارد و چه داشته‌هایی برای مخاطب به همراه آورده است؟

هر اثر نمایشی را باید متناسب با شرایط ساخت و تولید و پخش آن اثر مورد ارزیابی قرار داد. هر اثر هنری از آنجا که زاییده ذهن، فکر و اندیشه انسان است و انسان‌ها مدام در حال تجربه‌اندوزی و کسب آگاهی هستند، قاعدتا محصول دانش‌ تولید‌کنندگان در همان مرحله از شناختشان از دنیا، جامعه و … است. بنابراین وجود کاستی‌ها، ضعف‌ها و اشتباه‌های سهوی در کنار نقاط مثبت و مفید امری طبیعی است.

در پایتخت 6 تلاش شد مشکل تازه‌تر و نوتری از کمدی را به نمایش بگذاریم. نویسندگان سعی کردند وارد فضاهایی شوند که طی این سال‌ها کمتر به آنها پرداخته شده بود و همین باعث شد مخاطبان همچنان با پایتخت 6 همذات‌پنداری کرده و تصویر واقعی خود و جامعه‌شان را در آینه تلویزیون ببینند.

پایتخت نقاط قوت بیشماری دارد، فضای تازه‌تر در گفت‌و‌گوها و دیالوگ‌ها، ایجاد شوخی و خنده به کمک موقعیت‌ها نه صرفا با دیالوگ و حرکات فیزیکی. البته در کنار این نقاط قوت، طبیعی است که نقاط ضعفی هم وجود دارد که باید در زمان مناسب و کارشناسان خبره مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

فصل اول سریال پایتخت با هدف توجه و احترام به خانواده آغاز شد و حتی الگوسازی‌های مناسب در این رابطه به خانواده‌ها ارائه شد، اما در فصل ششم از سریال ما شاهد صحنه‌هایی هستیم که بچه‌ها به بزرگ‌ترها توهین می‌کنند؛ چطور از مواضع خانواده الگو عقب‌نشینی کرده‌اید؟

از قدیم گفته‌اند: ادب از که آموختی، گفت از بی‌ادبان، … ما برای این‌که به نقد رفتاری و گفتاری حاکم بر جامعه‌مان بپردازیم، قطعا باید چالش ایجاد کنیم. ما همه شاهد هستیم در جامعه، در فضای مجازی، در زندگی روزمره‌مان با پرخاشگری، تندخویی، کم‌تحملی، بدزبانی و … روبه‌رو هستیم. این فاصله بین لحن و ادبیات نسل قبل با نسل امروز مساله‌ای جدی است. ما برای این‌که وارد این چالش شویم ‌باید بد و خراب را نشان دهیم تا در کنارش خوب و درست را به تصویر بکشیم. در پایتخت 5 هم ما شاهد همین چالش رفتاری و گفتاری بودیم. بهتاش به عنوان نماینده نسل عصبی و پرخاشگر و طیفی از جوانان امروز، در گرماگرم جنگ با داعش در سوریه، سیگار می‌کشد و تندخویی می‌کند، اما به محض آن‌که پای کیان‌خانواده و ناموس وطن وسط می‌آید، همین جوان عاصی و تندگو ‌به قهرمانی تبدیل می‌شود و جانش را برای خانواده و وطنش به خطر می‌اندازد.

ما در قسمت 15 سریال پایتخت 6 می‌بینیم همین بهتاش که با پدرش تندخویی می‌کند، به محض آن‌که صحبت از قرارداد 500 هزار یورویی‌اش می‌شود،‌ به ارسطو می‌گوید که بخشی از پولش را می‌خواهد برای خانواده‌اش بفرستد، چون به آنها مدیون است. جوانان امروز ما ممکن است بعضی مواقع تندخو شوند و با بزرگ‌ترهای خود به جر و بحث بپردازند (که با توجه به جوانی و شرایط اجتماعی طبیعی است)، اما این ظاهر ماجراست، آنها از صمیم قلب و با تمام وجود خانواده خود را دوست دارند و به خوشبختی آنها فکر می‌کنند بنابراین مباحث اخلاقی خانواده در پایتخت را باید از این دریچه دید.

فاطمه عودباشی – رسانه روزنامه جام جم



Source link